نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

نبوغ عاطفی

نبوغ عاطفی


پاسخ های یک متخصص
دكتر چجوري ميشه جلو صميميت بيش ازحدرو تو رابطه عاطفي گرفت؟ جوري كه طرفين دلزده نشن و همچنان براهم جذاب باشن؟

 

 
 
#خلاصه_مطب :
 
✍️دكتر چجوري ميشه جلو صميميت بيش ازحدرو تو رابطه عاطفي گرفت؟
جوري كه طرفين دلزده نشن و همچنان براهم جذاب باشن؟
 
پاسخ دکتر شیری :
 
??من فکر کنم باید عشق ورزید ولی مهر طلب نشد ، باید وابستگی راچشید ولی نوع سالمش را.
 
✔️ما وابستگی سالم داریم و ناسالم، بعضی ها فکر میکنند که اساسا نباید وابسته شد، اینها استقلال ناسالم دارند
واقعیت اینست که نمیشه در حوزه عشق وارد شد و  همزمان که احساس فراخی و قدرت میکنیم، اون احساس ضعف شدید دربرابر معشوق را نچشیم، پس وابستگی ،قسمت ناگزیر یک عشق سالم است اما حد این وابستگی مهم است؛ ملا بعضی ها دچار چسبندگی میشوند ، بعضیها دچار از دست دادن همه ارزشها و اولویتهای زندگی شخصی خود میوشند، از درس و کار و خانواده و...همه چیز میافتند ! خب این حد از وابستگی عملا به چسبندگی مبدل شده است و بزودی فرد را مستعد آسیبهای شدید میکند
 
✔️در مجموع برای تجربه وابستگی سالم باید بدانید خیلی مهم است که فردیت شما، همیشه محترم بماند، شاید لازمه اش این باشه بعضی تلفنها را جواب ندید ( مودبانه) یا اینقدری مشغول اهداف شخصی خود بود که همیشه در دسترس نبود ،
 
✔️در برابر زیاده خواهی شریک عاطفی میتوان مودبانه ایستادگی کرد تا عزت نفس آسیب نخورد
 
✔️به رفتارهای اشتباه، کنترل های بیش از حد واکنش منفی نشان داد در حالیکه همه ما دیده ام که چگونه بعضی ها به رفتار اشتباه معشوق خود ، حتی پاداش هم میدهند ( به جای درک مسموم بودن رابطه اسمش را میگذارند عشق و هر چیزی را مجاز میپندارند !)
 
 
#دکتر_شیری
 
 

 

آیا ازدواج بدون عشق که خیلی ها اسمش را انتخاب عاقلانه میگذارند و میگویند بعد از ازدواج عشق به وجود می آید درست است ؟
 
??در  پس ذهن شما به نظر میرسد که   یک تقسیم بندی  هست که انتخاب همسر  را در دو گروه قرار میدهد : انتخابهای عاشقانه احساسی/ انتخابهای عاقلانه غیر احساسی. خب این تقسیم بندی  را  باید مراقب باشیم زیرا جایی برای انتخابهای احساسی مبتنی بر عقلانیت توش گذاشته  نشده است ! با  چنین تقسیم بندی ، افراد یا باید عاشق باشند یا باید چهارچشمی با عینک عقل مشغول حسابگری در رابطه باشند که دیگه احساسی برای آدم باقی نمیگذاره. توصیه من اینست که اتفاقا رابطه ای میتونه به ازدواج موفق ختم بشه که حتما توش احساسات و کشش و تمایلات عاطفی و جسمی وجود داشته باشه اما اگر این  غلیان احسایی توش حسابگری های عقل نباشه ، با دست خودمون ، خودمون را در چاه انداخته ایم. یعنی من قبل از اینکه عنان احساسات را رها کنم نسبت به یک نفر لازم است بیندشم که آیا طرف با من میتونه آینده داشته باشه؟ از اونهایی هست که من بهش متعهد بمانم و بالعکس؟ آیا با علم به اینکه احساسات شدیدو هیجانات یک ارتباط عاطفی بناست به طور طبیعی افت کنه ، خودم یا طرف مقابلم ظرفیت این افت را داریم؟ ببینید این دست سوالات البته لذت رهاشدگی در دامان عشق را منقوص میکند اما شما را در برابر خیلی از آفتهای رابطه عاطفی بی  سرانجام نیز واکسینه میکند
 
#دکترشیری
 
 
 
سؤال :
✍️ مدتی است با کسی دوست شدم که از اول نمی‌دانستم سیگاری است ولی بعد از چند ماه معاشرت در جمع دوستانش متوجه شدم خیلی سیگار می‌کشد. از آن‌جا که همیشه «سیگاری نبودن» از معیارهای مهم خودم و خانواده‌ام بوده، خواستم کناره‌گیری کنم اما به خاطر موقعیت خوب شغلی و شباهت‌هایی که داریم به رابطه ادامه دادم. با توجه به این که یک‌بار قول به ترک سیگار داده می‌توانم امیدوار باشم؟ آیا این موضوع مشکل‌ساز است؟
 
پاسخ دکتر شیری:
??مینای عزیز، تو معلم اخلاق برای یک پسر نمیتونی بشی …
«مامان جَوان» نمیتونی بشی ….
سیگار کشیدن  مضر است و البته به سلیقه تو، خوشایند نیست؛ خیلی هم خوب ولی قول گرفتن از مرد برای ترک سیگار و … یه رویاست …بهش میتونی بگی سیگارش را خیلی کم کنه و مدتی که با توئه، دوست داری بوی ادکلن بده نه خاكستر و نیکوتین مونده … اینطوری از یک دختر برمیاد تغییر ایجاد کنه نه مثل خانم ناظم‌ها!
 
سئوال المیرا :
چه سوالاتی باید از خواستگارم یا کسی که پیشنهاد ازدواج بهم داده بپرسم تا به شناخت بهتری برسم ؟
 
 
پاسخ دکتر شیری 
 
✔️به نظر میرسد المیرا  مطمئن هست که در برابر فردی قرار گرفته که  در جایگاه انتخاب همسر قرار دارد چون خیلی از اوقات یک دختر خانم از نیت طرف مقابلش مطمئن نیست و نمیداند که نزدیک شدن تدریجی فلان همکارش در اداره یا فلان همکلاسی اش به او در دانشکده ناشی از تمایل او به برقراری یک ارتباط سالم  منتهی به رسمیت  و ازدواج است یا جنس تمایل طرف از نوعیست که توش وقت گذرانی و دوستی های زودگذر  نهایتا رخ میدهد. به هر حال اگر پیشنهاد طرف مقابلمان از نوع ازدواجی است ، توصیه میشود در حوزه های زیر شناخت حاصل شود  اطلاعات متقابلا ارائه شود
 
?? رویاهای فرد برای سالهای نزدیک و دورش چیست؟ 
مثلا 5 سال بعد میخواهد در چه سطح تحصیلی یا مالی یا اجتماعی قرار گرفته باشد؟ اینطوری میتوانم ببینم  چقدر آینده ما دونفر شباهت میتواند داشته باشدو یا به اصطلاح یکی از همکاران بنده، چقدر رویاهای هم فرکانسی بین ما وجود دارد.فرض کنیدمن 5 سال بعد غایت آرزوهایم اخذ مدرک تحصیلی جامعه شناسی از دانشگه تربیت درس باشد و عضویت در هیات علمی و از نظر مالی خانه ای شخصی داشته باشم. اما غایت ذهنی طرفم این باشد که دو مغازه جدید در خیابان ولنجک و  و مرکز خرید تهران پارس  افتتاح کرده باشد و  15 کشور اروپایی رانیز به شکل توریستی دیده باشد. بدیهی است که هر دوی ما بناست رویاهایی داشته باشیم که با فکر کردن نهانی به آنها حس خوب درونی تجربه کنیم و  انگیزه بگیریم برای تلاش و کوشش بیشتر اما وقتی ما دو نفر کنار هم قرار میگیریم ، نه تنها کمکی به تحقق رویاهای یکدیگر نمیکنیم بلکه چه بسا من با تعلقات علمی ام باعث احساس بی ارزشی در طرف مقابلم  با رویاهای مالی اش بشوم یا ایشان با دیدن دنیای  5 سال بعدی من که محدود به داخل کشورم هست ، احساس کند برای او  ، بندی هستم تا  دنیای بزرگ را تجربه نکند.
 
?? آیا رویاهایی دو نفر باید شبیه هم باشد ؟
 تا حدی ! یعنی من وقتی آرزوهای طرفم را میشنوم ، نباید احساس غریبگی کنم و بالعکس.حداقلش اینست ه باید ببینم چقدر در تحقق آنها میتوانم اشتیاق داشته باشم.من تاکیدی هم کردم که رویاهای نزدیک و دور ما باید شباهت داشته باشد. یعنی تصویر ذهنی که از خودمان در اینده داریم باید خیلی  نسبت به طرف مقابلم پرت نباشد. خاطرم هست مراجعی داشتم اهل کرمان که در تهران پیشرفت خوبی در تحصیل و ثروت فراهم آرده بود ولی  دست آخر دوست داشت بعد از 50 سالگی برود در یزد و باغات  خودش را ایجاد کند و صنعتی کشاورزی اداره کند ! جالباین بود که دختری که انتخاب کرده بود تصویر ذهنی 20 سال اینده اش زندگی در تورنتوی کانادا بود ! میخوام بگم هر دوی این بزرگواران حق دارند به آرزوهای خود برسند ولی در بحث زندگی مشترک  حتی اگر چه کلی اما تصویری از آینده  باید ترسیم کرد
 
??کانالهای ارتباطی ما شبیه است؟ 
یعنی شباهت میزان برونگرایی و درونگرایی ، انرژی معاشرتمان چقدر شبیه هم است؟ بعضی به اشتباه فکر میکنند وقتی میگوییم درونگرا یعنی منزوی یعنی گوشه گیر یعنی شاکی! ابدا!  فرد درونگرا نیز با دوست صمیم خودش کلی حرف برای گفتن دارد اما مثل یک برونگرا نیست که راحت حرف بزند و مثلا حین حرف زدن فکر کند بلکه ترجیح میدهد خیلی از افکارش را به زبان نیاورد.
#دکتر_شیری 
 
 
 
هنوز كه هنوزه مجرد مانده ام !
 
✍️آقای دکتر من یک دختر 29 ساله هستم و از این که به این سن رسیدم و ازدواج نکرده‌ام و حتی کسی رو زیر سر ندارم و این که همه اطرافیانم ازدواج کردن و... این‌ها داره دیوانه ام می‌کنه ولی نمی‌دونم چرا مورد مناسب برام پیش نمیاد، راستش من نخواستم تو فامیل ازدواج کنم مواردی هم که برام پیشنهاد شد (به‌طور سنتی) هر بار به شکلى به انجام نرسید، تو دانشگاه و سر کار هم گاهی حس می‌کنم بعضی‌ها از من خوششان میاد اما تاكيد ميكنم هیچ وقت کار به جایی نمی‌رسه که جدی بشه .از نظر پدر و مادرم این که تا حالا ازدواج نکردم اصلا مهم نیست اما براى خودم از همه نظر آزاردهنده است هم از نظر احساسی هم حضور در جمع هم‌سالان .
 آقای دکتر من واقعا نمی‌دونم باید چه کار کنم تا یک ازدواج خوب و مناسب داشته باشم؟! 
دکتر شیری:
 
??اولین گروهی که در معرفی شدن  پسرهای خوب و شایسته، می‌توانند کمکت کنند، دوستان "متاهلت" هستند كه با شناختشان از تو ميتوانند به پسران شايسته اطرافشان ، پيشنهاد آشنايى جدى بدهند
??بعدش خانواده اصلی و غیر اصلی كمك بزرگى هستند و باید مامان بابا هم به افراد مطمئن فامیل بدون خجالت اعلام کنند که دخترمان داره 30 ساله میشه و میخواد بره سر خونه و زندگیش. لطفا فرد مناسبى ميشناسيد ترتيب آشنايى دهيم ( حداقلش اينه كه مثل بعضى خانواده ها جلوى اومدن خواستگار را راحت نگيرند ! ) 
??خودت هم باید مهارت‌های رابطه عاطفی بلد باشی يا حداقل از رفتارهاى ضد مرد  نداشته باشى:
١-تحقير ناخودآگاه يك پسر با دستاوردهاى خود  
٢-رفتار منزوى و سردى در رابطه به بهانه نجابت ،
٣- بي توجهى به جنبه هاى مثبت طرف مقابل)
دكترشيرى
————
پ ن : اين پست درباره دختريست كه "ميخواهد" ازدواج كند ، پس گفتن اينكه ازدواج "آش دهن سوزى هم نيست " بيشتر "حذف" صورت مساله است نه "حل" مساله ايشون ، پس نظراتى بدهيد در راستاى كمك به ازدواج دخترى كه قصد مجردى ندارد در جامعه فعلى ايران ؛ 
بزرگوارى كه از سختيهاى متاهلى براى مجردها مينويسى ، شما شبيه دانشجويى هستى كه به جاى توصيه به يك ديپلمه براى كنكور درست دادن ، از سختيهاى پايان ترم خودت حرف ميزنى، پس فردا تو ليسانس دارى و اون ديپلم داره و در جامعه مدرك زده ايران ، او احتمالا رنج حقارت خواهد كشيد. طرف ميخواهد ازدواج كند ، ميخواهد فرزند داشته باشد ، ميخواهد در ديد خانواده و جامعه اش مقبوليت بيشترى داشته باشد ، نميتونه همه اين نيازهاى سالمش را با كار و ورزش و مسافرت تنهايى پر كند خب ، 
بنده به مجردى غنى احترام ميگذارم ولى دليل نميشه غناى خاص متاهلى را منكر شوم كه !
 
اينو ميخوايد چي بگيد ؟ 
 
 
 
 
پسران امروز، ازدواج نمیکنند ؛
نمی تونند یا نمیخواهند؟!!! 
 
١-به نظرم اونهایی که میتونن ولی نمیخواهند بیشترند ،اينها با دختران زیادتری معاشرت میکنند و سختی رابطه را تحمل نمیکنند زیرا راه راحت تر مقابلشون هست و آن آدمهاى جدید است ( مدل نوجوان ابدى) ✔️ انگارى بخشى از  آدمهای نسل جدید نمیخواهند هیچ سختی بکشند : 
٢-تو دانشگاه جزوه خلاصه به جای textbook، 
تو خونه هاشون غذای حاضری  به جای لذت آشپزی، 
یادگیری زبان در خواب (!) به جای مطالعه و لغت یابی 
آمپول استرویید و سوماتوتروپین به جای تغذیه و تمرین مستمر بدنسازی …
در همين راستا اين افراد ازدواج هم نميكنند زیرا همه چیز با هزینه کم و بی مسوولیتی فراوان براشون فراهمه ! 
٣-خانواده هاى اين پسرها هم متاسفانه  احساس خطری نمیکنند ؛ داشتن نوه و توسعه خانواده هم ظاهرا به امرى فناتيك و اُمُلى مبدل شده ?? 
٤-بعضی هاشون نیز  كه رفته اند زندگی مستقل تشکیل داده اند - كه ميتواند قابل دفاع باشد- متاسفانه مجردی قشنگی ندارند. هرج و مرج و اعتیاد به کار و خلوتهای پر از تلخی، مدلى وارداتی از مردان تنهای دهه ۱۹٨٠ غرب که در بهترین شرایط ختم بشه به مهمونی gathering آخر هفته ای و روند تکراری بی نتیجه…
راه حل :
١-نسخه واحد نداريم
٢-مزاياى غير تبليغاتى ازدواج را گوشزد كنيم ( رابطه جنسى امن ، مقبوليت احتماعى و خانوادگى بيشتر ، فرزنددار شدن ، معنادار بودن متفاوت در رشد فردى)
٣-آسيب شناسى بيشتر مجرديهاى تهى
 
#دكترشيرى