نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

مدرسه کیفی چگونه مدرسه ایست؟

مدرسه کیفی چگونه مدرسه ایست؟


در یک مدرسه کیفی نمره بد وجود ندارد؛ مقاومت در برابر حذف نمره بد، مشکل ترین مانع در جهت ایجاد مدارس کیفی است، معلمان، مسئولین مدرسه، والدین و سیاستمداران خواهند گفت که این کار مانند این است که در وسط میدان جنگ از سربازان بخواهیم سلاح های خود را زمین بگذارند.

 

در این مدرسه، نمره بد وجود ندارد؛ بدون زور و اجبار

مقدمه:

در یک مدرسه کیفی نمره بد وجود ندارد؛ مقاومت در برابر حذف نمره بد، مشکل ترین مانع در جهت ایجاد مدارس کیفی است، معلمان، مسئولین مدرسه، والدین و سیاستمداران خواهند گفت که این کار مانند این است که در وسط میدان جنگ از سربازان بخواهیم سلاح های خود را زمین بگذارند.  

معرفی دکتر ویلیام گلاسر

 گلاسر در سال 1925 میلادی در شهر کیلولند ایالت اوهایو در کشور آمریکا متولد شد و تحصیلات خود را در همان شهر و در دبیرستان هایش به پایان رسانید .

 

در نوزده سالگی موفق به اخذ درجه مهندسی شیمی شد در 23 سالگی درجه روان شناسی بالینی گرفت و در 28 سالگی پزشک شد. در حال حاضر گلاسر به فعالیت های وسیعی در زمینه های روان پزشکی و تعلیم و تربیت مشغول است و می کوشید تا اصول واقعیت درمانی را که ابداع خود اوست در تربیت و اختلالات روانی به خصوص در کمک به نوجوانان بزهکار به کار بندد.

واقعیت درمانی نوعی روان درمانی است که در آن سعی می شود با توجه به مفاهیم واقعیت ، مسئولیت و امور درست و نادرست در زندگی فرد به رفع مشکلات او کمک شود. نظریه گلاسر چیزی جز توسل به عقل سلیم نیست.

گلاسر دوره ی تخصص روان پزشکی دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس را زیر نظر دکتر هارینگتن گذراند. او واژه واقعیت درمانی را برای اولین بار در سال 1964 در مقاله ای با عنوان واقعیت درمانی ، یک شیوه ی واقع بینانه برای تبه کاران جوان به کار برد

 

دکتر ویلیام گلاسر از سال 1956 تاکنون در مدارس مختلف ایالات متحده آمریکا به عنوان سرپرست، مدیر و مشاور مشغول به کار بوده است. اولین کتاب او برای معلمان با عنوان «مدارس بدون شکست» با استقبال میلیون ها معلم و مدیر مدرسه در سراسر جهان روبه رو شد اما هنوز تا تحقق مدارسی که در آن دانش آموزان با تجربه تلخ شکست تحصیلی روبه رو نشوند راه زیادی باقی مانده بود. به همین دلیل دکتر گلاسر در سال 1990 مفهوم مدرسه کیفی را مطرح ساخت مدارسی که در آن شکست تحصیلی وجود ندارد و همه دانش آموزان می توانند به کیفیت بالای تحصیلی دست یابند.

نگاهی به کتاب مدرسه کیفی

کتاب «مدرسه کِیفی» با عنوان فرعی «مدیریت بدون توسل به زور و اجبار» نوشته ویلیام گلاسر با ترجمه ای از آسیه شریعتمدار، توسط انتشارات رسا منتشر شد.

در بخشی از پشت جلد کتاب از زبان دکتر آلبرت مامری، ناظر مدارس جانسون سیتی درایالت نیویورک، نوشته شده: «توصیه من به همه معلمان – مدیران مدرسه – مسئولین رده بالای وزارت آموزش و پرورش این است که کتاب مدرسه کیفی را مطالعه کنند. این کتاب به خوبی مشخص می سازد که چگونه می توان بدون ابزار تهدید و سرزنش تغییرات عمیق و معنی داری را در حیطه درسی و انضباطی دانش آموزان به وجود آورد.»

نویسنده کتاب نیز در یادداشتی که بر این کتاب نوشته، می گوید: «از زمان چاپ این کتاب در سال 1992، نام نظریه کنترل را که تمام کارهای مرا تحت تاثیر قرار داده است، به «نظریه انتخاب» تغییر داده ام. به این دلیل که اصطلاح نظریه کنترل هم گمراه کننده است و هم اینکه بسیاری موافق آن نیستند. این واژه ای نبود که با آن شروع کنم، بنابر این فکر می کنم تغییر آن به نظریه انتخاب برای معلم و شاگرد خوشایندتر باشد. با اینکه نام تغییر یافته است ولی کلیه مطالب مربوط به این نظریه در این کتاب کاملا درست است.

نظریه انتخاب در سال 1998 در کتاب من با عنوان «نطریه انتخاب: روانشناسی نوین آزاد شخصی» شرح و توضیح داده شده است. همه دست اندر کاران مدرسه، فصل 10 کتاب را مفید خواهند یافت. عنوان این فصل، آموزش و پرورش، تحصیلات و مدرسه کیفی است در این فصل ایده های جدید زیادی را معرفی می کنم که اجرای آن در کلاس بسیار کارآمد است و به شما کمک می کند تا بتوانید با دانش آموزان علاقمند و یا حتی با آنهایی که با مدرسه تعارض دارند، ارتباط برقرار کنید.»

البته نویسنده قبل از هر چیز، در پیشگفتار این کتاب که در 11 فصل تدوین شده، در یک تقسیم بندی دوگانه می نویسد «شایل اروف، که در تشریح کارهای مدرسه آپولو، به براد گرین کمک کرد، نکات زیر را در اختیار من قرار داد:

رئیس وادار می کند، رهبر هدایت می کند.

رئیس بر قدرت تکیه دارد، رهبر بر مشارکت تکیه دارد.

رئیس می گوید «من»، رهبر می گوید «ما».

رئیس ترشی ایجاد می کند، رهبر دلگرمی ایجاد می کند.

رئیس چگونگی را می داند، رهبر چگونگی را نشان می دهد.

رئیس خشم و انزجار ایجاد می کند، رهبر پرورش دهنده شوق و اشتیاق است.

رئیس سرزنش می کند، رهبر اشتباهات را تذکر می دهد.

رئیس کار را سخت نشان می دهد، رهبر کار را جالب نشان می دهد.

و نویسنده این پیشنهاد را می دهد که ضمن خواندن این کتاب، گاه به گاه به این صفحه برگردید و دوباره این مطالب را بخوانید. این کار به شما کمک می کند تا مسیر مورد نظر را بهتر دنبال کنید...

 

نمرات ومبانی مدرسه کیفی:

در یک مدرسه کیفی نمره بد وجود ندارد. حدس من این است که مقاومت در برابر حذف نمره بد، مشکل ترین مانع در جهت ایجاد مدارس کیفی است. معلمان، مسئولین مدرسه، والدین و سیاستمداران خواهند گفت که این کار مانند این است که در وسط میدان جنگ از سربازان بخواهیم سلاح های خود را زمین بگذارند. نمرات خوب به عنوان پاداشی برای عملکرد کیفی محسوب می شوند و برای رفع نیاز احساس قدرت دانش آموزان بسیار رضایت بخش است. اما در مدارس کیفی دادن نمره پایین آن هم بطور مداوم حذف می شود. نمره پایین ممکن است حکایت از وجود یک مشکل موقتی داشته باشد. مشکلی که باید با همکاری معلم و دانش آموز حل شود. با این امید که دانش آموز به این نتیجه برسد که ارزش آن را دارد که بیشتر تلاش کند. اما به غیر از نمرات پایین هر نمره دیگری حتی نمره الف نیز می تواند افزایش یابد و این در صورتی است که معلم به دانش آموز نشان دهد که در حال حاضر از توانایی بیشتری نسبت به گذشته برخوردار است. دادن نمره مانند پرداخت حقوق، باید همواره با افزایش عملکرد کیفی دانش آموز گره خورده باشد.

 تفاوت مدرسه کیفی باسایرمدارس:

چیزی که مدرسه کیفی را از مدرسه سنتی متمایز می کند، این است که در مدرسه کیفی فقط درس هایی در پرونده دانش آموز ثبت می شود که دانش آموز در آنها با کیفیت بالایی قبول شده است و کمترین نمره ای که در این نوع مدارس به دانش آموز داده می شود، نمره ب است. البته برای عملکرد بهتر نمره الف و +الف نیز در نظر گرفته شده است. نباید این سوء تعبیر به وجود بیاید که در مدارس کیفی به دانش آموزان ارفاق می شود. نمره ب در مدارس کیفی حداقل به اندازه نمره ب در مدارس دیگر کیفیت دارد...

تفکری که امروزه در مدارس ما پیرامون نمره دهی، به ویژه دادن نمره بد وجود دارد، هیچ معنایی دربر ندارد. دادن نمره بد به دانش آموز هیچ دردی را دوا نمی کند. او هنوز در درس مزبور مهارت و دانایی لازم را کسب نکرده است و به احتمال زیاد به همین حال مدرسه را ترک خواهد گفت. بطور مثال اگر در یک مدرسه کیفی در پرونده دانش آموزی در درس جبر نمره ب ثبت شود، هر فردی با دیدن آن متوجه می شود که دانش آموز مزبور در این درس از کفایت لازم برخوردار است. و اگر الف و +الف ثبت شده باشد حکایت از آن دارد که او در این درس از سطح کیفیت لازم گذشته و در آن مهارت یافته است. و اگر دانش آموزی چندین سال است که سعی می کند در این درس قبول شود، و هنوز قبول نشده است، در پرونده او هیچ نمره ای درج نمی شود. در یک مدرسه کیفی نمره به «چه که دانش آموزان می دانند تعلق می گیرد و نه به آنچه

نمی دانند. در ضمن در پرونده دانش آموزان ثبت نمی شود که چقدر طول کشیده است تا در هر درس به کفایت لازم دست یابد. به این دلیل که در برخی موارد دانش آموزی نمی خواهد دیگران بخواهند که بطور مثال درس جبر را در طی سه سال فراگرفته است.

نتیجه گیری:

در مدارس کیفی  ویلیام چیزی به عنوان نمره بد وجود نداردوفقط دروسی که دانش آموزان در آن به کیفیت بالایی از یادگیری رسیده اندونمره خوبی از آن کسب کرده اند در پرونده درج می شود ونمرات پایین درج نمی شود تا موقعی که به خوب تبدیل ود حتی اگر چند سال طول بکشدوکسی می فهمد که چندسال طول بکشد.

مانیز می توانیم این روش رااستفاده کنیم زیرا دادن نمره بد نه تنها باعث سرشکستگی دانش آموزمی شود گاهی باعث فرار دانش آموز از ومدرسه می شود.

منبع:

www.khabaronline.ir