نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

مثال بالینی فرزند مشکل دار

مثال بالینی فرزند مشکل دار


یک روز مادری نزد من آمد و از من خواست به دختر ۱۴ ساله مشکل دار وی کمک کنم. این دختر دو خواهر ۱۰ ساله و ۱۲ ساله و یک برادر سه ساله نیز داشت. من از این زن خواستم در جلسه ارزیابی اولیه، شوهر و چهار فرزندش را بیاورد.....

 


:small_red_triangle_down:در خانواده درمانی گشتالتی روی این موضوع تأکید دارند که اعضای خانواده متوجه الگوهای تعاملی خویش شوند. به نظر آنها اعضای خانواده های مشکل دار از نیازهای خود و دیگر اعضای خانواده بی خبرند. در جلسات مشاوره خانواده تمام اعضای خانواده خصوصا اعضای بی میل خانواده باید حضور داشته باشند. مثال زیر نشان می دهد که چرا این قضیه مهم است و درمانگر چطور باید به تعاملات لحظه ای [اعضای خانواده] توجه کند.

یک روز مادری نزد من آمد و از من خواست به دختر ۱۴ ساله مشکل دار وی کمک کنم. این دختر دو خواهر ۱۰ ساله و ۱۲ ساله و یک برادر سه ساله نیز داشت. من از این زن خواستم در جلسه ارزیابی اولیه، شوهر و چهار فرزندش را بیاورد. وی ابتدا با اکراه پذیرفت دخترها و شوهرش را بیاورد اما سعی کرد پسرش را از این قاعده مستثنی کند. من روی خواسته ام اصرار کردم و او بالاخره پذیرفت. یک خانواده شش نفره خوب و مرتب وارد دفترم شدند و روی صندلیها نشستند. با تردید و دودلی به من نگاه می کردند. طولی نکشید که پسربچه سه ساله از روی صندلیش بلند شد و شروع کرد به این طرف و آن طرف رفتن، زیر سیگاریها و میزهای قهوه خوری را به هم ریخت. تمام چشمها به او دوخته شده بود ولی کسی چیزی نمی گفت. پس از لحظاتی هر سه خواهر به تناوب و زیر لب سعی کردند پسر بچه را سر جایش بنشانند ولی هیچکدام موفق نشدند. بالاخره پسربچه به طرف در رفت. در را باز کرد و محکم کوبید. پس از حدوداً ده دقیقه که برای آنها گویی ساعتها طول کشیده بود، دختر چهارده ساله و به اصطلاح مشکل دار به طرف من برگشت و دستش را به طرف پدر و مادرش نشانه رفت و با عصبانیت گفت «کارش در خانه همین است. آنها هیچ کنترلی روی او ندارند». مادرش در حالی که به ما نگاه میکرد، پیروزمندانه لبخندی زد و گفت و دکتر مشکل ما همین است. دخترم کم طاقت است.» با شگفتی نگاهی به او کردم و گفتم «دخترتان خیلی پرطاقت تر از من است.»

 



#منبع:نظریه های روان درمانی و مشاوره شارف ترجمه مهرداد فیروزبخت