نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

چالش ها و آسیب های اندیشه ورزی

چالش ها و آسیب های اندیشه ورزی


چالش ها و آسیب های اندیشه ورزی

چالش ها و آسیب های اندیشه ورزی

            در اندیشه ورزی موانع بسیار وجود دارد كه با بودن آن موانع و آفتها اندیشه دچار ضعف شده، و اندیشه ورزی معنای درستی پیدا نمی كند؛ و چنان چه آنها شناخته نشوند، پیامدهای نامطلوبی هم چون جمود و تحجر را به دنبال دارد كه خود سبب گمراهی و پیروی از خواهش های نقس انسان می شود، لذا هر تبلیغی ولو مسموم، بر او اثر می گذارد.            

از مهم ترین امتیازات انسان داشتن اندیشه است؛ در اهمیت اندیشه و نقش آن در تحولات فردی و اجتماعی بسیار سخن رفته است و در ارزش و اهمیت آن همین بس كه پیامبران الهی دعوت خود را از یك تحول فكری آغاز كردند، بدین صورت كه در آغاز تحولی ژرف در اندیشه انسانها پدید آوردند تا بر پایه اندیشه توحیدی تحولات عمیق و تمدن ساز را در جوامع بشری استوار سازند.

از مهم ترین استعدادهایی كه در بشر نهفته و به شدت نیازمند آزادی است« اندیشه ورزی و تفكر است، چرا كه آزادی در اندیشه ورزی شرط پیشرفت افكار و تحولات در انسان و تكامل است؛ ولی از آن جایی كه دنیا محل تثضاد و تزاحم است، تحقق این نعمت همواره با مزاحمت ها و موانع روبه رو بوده است كه اقتضای ظهور آزاداندیشی را می گیرد.

در اندیشه ورزی موانع بسیار وجود دارد كه با بودن آن موانع و آفتها اندیشه دچار ضعف شده، و اندیشه ورزی معنای درستی پیدا نمی كند؛ و چنان چه آنها شناخته نشوند، پیامدهای نامطلوبی هم چون جمود و تحجر را به دنبال دارد كه خود سبب گمراهی و پیروی از خواهش های نقس انسان می شود، لذا هر تبلیغی ولو مسموم، بر او اثر می گذارد. در این جا تنها به نمونه هایی از موانع اندیشه ورزی اشاره می شود تا با برطرف كردن آنها راه برای اندیشه ورزی فراهم آید:

۱ـ ضعف بصیرت

قرآن كریم، رسالت خود را هدایت انسان و تعالی در جسم و روان او می داند، و این مهم، جز بر پایه تعقل و تفكر به انجام نمی رسد؛ از این رو، به سلامت قوه تفكر و ارزیابی آن بها داده است و چون موانع بسیاری وجود دارند كه از توانایی قوه عاقله و ذهن فكور انسان كاسته و مانع بصیرت و بینش صحیح در انسان می گردد. كه در این جا بعضی از آنها مورد بررسی قرار می گیرد:

الف ـ بی توجهی: بی توجهی به نیروی تعقل و تفكر و استفاده نكردن از آن، به تضعیف این قوه در انسان می انجامد. كسانی كه این قوه را به كار نگرفته و یا خود را مستغنی پنداشته و نیازی را برای اندیشه ورزی احساس نمی كنند، و در نتیجه به دنبال برطرف كردن مشكلات و نیازهایشان بر پایه اندیشه حركت نمی كنند؛ در حقیقت اندیشه را در خود می میرانند. این بی توجهی به اندیشه ورزی نه تنها از نظر پزشكی موجب نابودی سلول های مغزی و در پایان آلزایمر می شود، بلكه انسان را از لحاظ وجود معنوی در حدی تخیل نگه می دارد و از عالم مثال به عالم عقل برون نمی برد.

به كارگیری اندیشه در امور دنیوی و مادی موجب می شود تا عقل كارآمدی خود را بازیابد و در عرصه های دیگر میدان برای او باز شود. چنان كه بی كاری و فرار از تهیه سست بنیاد و ضعیف گردد. بدین جهت امام صادق(ع) به یكی از یارانش كه به علت بی نیازی، كسب و تجارت را كنار گذاشته و اوقات خود را به بیكاری می گذراند فرمود: «تجارت و كار از سر بگیر كه بیكاری از عقل انسان می كاهد.»

ب ـ تخیلات و تشویش: گرفتاری ها و اشتغالات قوه تفكر به تخیل از دیگر موانعی است كه انسان را از اندیشیدن باز می دارد و به دام خیالات می اندازد.آن گاه كه فكر انسان در اشتغل تخیلات و كارهای مختلف قرار دارد و فرصت رسیدگی به همه آنها را ندارد، علاوه بر پایین آمدن كیفیت عمل، اندیشه اش را نیز به تحلیل می برد، اشتغالات فكری فراوان، جز تشویق و پراكندگی ذهن چیزی را به ارمغان نخواهد آورد.

ج ـ زیستن رویاگونه: در مكتب اسلام، آروز، نه تنهایی مورد نكوهش نیست چرا كه بدون آرزو، زندگی معنا و مفهومی ندارد، ولی آنچه مورد نكوهش قرار گرفته، آرزوهای بی پایان و دور از دسترس و امیدهای واهی است. حضرت علی (ع) در این خصوص می فرماید: بدانید كه آرزوی دراز فكر را از فعالیت بازداشته و یاد خدا را به فراموشی می سپارد.»

بی توجهی به واقعیات موجود و دل بستن به آرزوهای دور، قوه تفكر را ضعیف می كند و از رشد آن می كاهد. اوهام و خیالات به جای تفكر و تعقل نشسته و معادن فكری را اشغال می كند در نتیجه او را از رشد بازداشته و به رخوت دچار می سازد و سبب كورشدن چشم بصیرت انسان می شود.

دـ همنشینی با نادانان: همانطور كه معاشرت با صاحبان عقل و اندیشه، بر فكر انسان می افزاید؛ معاشرت با نادانان و كسانی كه غرق در دنیا هستند، از رشد فكری و عقلانی انسان می كاهد. چه بسیار از ضلالت ها كه معلول این همنیشینی و تاثیر پذیریها است.

منظور از عدم معاشرت با نادانانی، گفت و گو به قصد هدایت نیست چرا كه گفت و گو به قصد ارشاد و هدایت نه تنها از عقل انسان نمی كاهد، بلكه باعث افزایش قوه تعقل و سبب رسیدن به ثواب است.

۲ـ تنگ نظری

انسان اگر گرفتاری مطلق اندیشی و جزم گرایی غیر برهانی گردد دچار تنگ نظری نیز می شود و اجازه رشد و تكامل و نیز نواندیش به خود و جامعه نمی دهد.

اندیشه زندانی شده در دیوارهای محدودیت های ناهنجار، هرگز نمی تواند از جهان بینی كامل و جامعی برخوردار باشد. آن عقیده و مسلكی كامل و جامع و بی نقص است كه قدرت برخورد با همه مكاتب و مذاهب و افكار گوناگون را داشته باشد و در بهره گیری از اندیشه، میدان دار مبارزه باشد؛ انسانی كه فكرش در حصاری محدود گشته است، از اندیشه ای ژرف، جامع و كامل برخوردار نخواهد بود؛ چرا كه اندیشه در فضای آزاد و مواجه شدن با دیگر اندیشه ها است كه به كمال خود نایل می گردد. بر مبنای همین اصل است كه قرآن كریم، چنین فضایی را با بشارت و وعده پاداش به كسانی كه تحمل عقیده های مخالف را داشته باشند و نیكوترین آن ها را انتخاب نمایند، ایجاد می كند و از تنگ نظری بر حذر می دارد. اینك به برخی از پیامدهای محدودیت های ذهنی پرداخته می شود؛

الف . ركود استعدادها: در سایه تفكر و رشد فكری، ابتكارها به وجود می آید و در پرتو اندیشه ورزی است كه استعدادها به فعلیت می رسد. بی گمان با وجود هر گونه محدودیت در راه آزاداندیشی استعدادهای نهفته از قوه به فعل درنخواهد آمد. در محیط بسته، رشد نیروی تفكر در بسیار ی از زمینه ها، مسدود گشته، و استعدادهای فراوان به مسیر انحراف كشیده می شود در نیتجه نیروهای زیادی به تباهی كشانده شده و جامعه بشریت از فواید آن محروم می گردد.

ب. طغیان و انفجار: اگر فكر در مسیر هدایت قرار نگیرد و با امر و نهی های بی مورد از پرواز به فضای اندیشیدن باز نگهداشته شود، این محدودیت های ناگهان به حالت انفجار درآمده و فرد یا جامعه را به مرحله خطرناكی می كشاند. سركوبی آن نیز زیان بار است. مخالف كلیسا با اندیشه ورزی و طغیان عمومی جامعه نمونه ای از این دست است كه پس از رهایی از بند نظام كلیسایی ریشه مذهب و گرایش های مذهبی را زیر سئوال برد تا بدانجا كه هنوز دنیای مسیحیت نتوانسته به مهار كردن آن توفیق یابد.