نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

نقش فرهنگ ایثار در مددکاری اجتماعی

نقش فرهنگ ایثار در مددکاری اجتماعی


نقش فرهنگ ایثار در مددکاری اجتماعی

 در این اثر کوشیده ایم نشان دهیم، نفس مددکاری که ریشه در فرهنگ و دین ما دارد، و از فرهنگ ایثار و از خودگذشتگی ناشی می گردد، نیاز به آموزش و پرورش دارد تا به سرمایه اجتماعی و انسانی بدل شود که با برنامه ریزی و سازماندهی شاهد تغییراتی اساسی در مددرسانی در جامعه مان باشیم. در این راه با ابتکاراتی داخلی و بومی به سوی مددکاری و مددکاری اجتماعی و برنامه ریزی در راه سازندگی می توانند تأثیراتی اساسی و باورنکردنی به جای بگذارند. آسیب های‌ اجتماعی‌ در دنیای‌ امروز با پیچیده‌ شدن‌ نیاز به‌ راهکارهای‌ تازه‌ای‌ نیز دارند. در جامعه‌ای‌ که‌ از لحاظ سرمایه‌ اجتماعی‌ غنی‌ است‌، معمولاً بزهکاری‌، ترک‌ تحصیل‌ و درگیری‌های ‌نژادی‌ اندک‌تر و رشد اقتصادی‌ افزون‌تر است‌.

سازماندهی این فعالیت ها در قالب بسیج که با آموزش و پژوهش همراه باشد نتایجی اعجاب آور در پی دارد. باید میلیون ها داوطلب بسیجی را عملاً به‌ گونه‌ای‌ آموزش داد و همراه‌ ‌ساخت که‌ آنان دریابند تنها با و از طریق آن هاست‌ که‌ می‌توان‌ به‌ تحولاتی‌ چشمگیر در کمک‌ به‌ یکدیگر و تقویت‌ وحدت‌ اجتماعی‌ دست‌ یافت‌. روند رو به‌ رشد چنین فعالیت هایی‌ ما را‌ به‌ سوی‌ بهبود وضعیت‌ گروه‌های‌ محروم‌ جامعه‌ می کشاند؛ گروه‌هایی‌ همچون‌ معلولان‌، سالمندان بی سرپرست، مهاجران‌، مستضعفین و به‌ طور کلی‌ کسانی‌ که‌ در حاشیه‌ جامعه‌ در کار بهبود وضعیت‌ خویش‌ هستند. امروز عقیده‌ غالب‌ آن‌ است‌ که‌ از طریق ‌پژوهش‌های‌ ملی‌ می‌توان‌ درک‌ بهتری‌ از دستاوردهای‌ آنان‌ به‌ دست‌ آورد تا فعالیت های داوطلبانه‌ و امدادرسانی و مددکاری اجتماعی در سطح‌ محلی‌ و بومی‌ پرورش‌ یابد.

 

باید این فعالیت ها در قالب طرح هایی حساب شده رشد کرده و به کمک رسانه های جمعی و اینترنت هر چه بیشتر گسترش یابند و در قالب بسیج سازماندهی شوند. ضروری است تا به آن ها به چشم سرمایه های انسانی، اجتماعی و فرهنگی ای نگریسته شود که نیاز به برنامه ریزی و تقویت دارندوکمک به همنوع  به عنوان یک اصل در جامعه نهادینه گردد. این مقاله بر اساس محور بند د- بررسی راهکارهای توانمندسازی، تقویت وخودباوری، ارتقاء عزت و کرامت ایثارگران درجامعه- و زیر شاخه نقش مددکاری اجتماعی در تقویت خودباوری و توانمندسازی ایثارگران تهیه گردیده که با روش جمع آوری اطلاعاتِ اسنادی و روش تحقیق توصیفی انجام شده است.

‌مقدمه

به نظر می رسد، پیش از هر چیز باید پیشینه و تعریفی از مفاهیم به کار رفته ارایه کنیم؛ نفس مددکاری، جهاد، شهادت و ایثار و مددکاری اجتماعی و سرمایه های انسانی، اجتماعی و فرهنگی از این جمله اند. آن گاه با توجه به وضع موجود به سراغ ابتکارات داخلی و راه حل های تازه بگردیم و از قابلیت های جدیدی که دنیای امروز فراهم آورده در این راه بهره گیریم.

تعاریف و مفاهیم

نفس مددکاری

پیش از هر چیز باید به روی نکته ای دست بگذارم که نفس مددکاری را نشانه رفته است. در دنیای مدرن و جوامع امروزی، مددکاری اجتماعی به مثابه یک حرفه بیرون آمده است، اما مددکاری هرگز در همین حد قابل تقلیل نیست؛ چه از لحاظ تاریخی و چه از منظر کنش های انسان دوستانهء غیرحرفه ای در دنیای امروز. به خصوص که ما در فرهنگ خود، نوع دوستی و کمک به هم نوع و ایثار را به عنوان اصلی اخلاقی و توصیه ای دینی داریم، از ظرفیت لازم برای تحرک پذیری کنش های مددکارانهء انسان دوستانه برخورداریم.

تصور می کنم لازم نباشد برای اهمیت نفس انسان دوستی در دین اسلام، هیچ برهان دیگری به جز این سفارش پیامبر اسلام بیاورم که اگر کسی فریاد کمک خواهی مسلمانی را بشنود و بی تفاوت بماند، مسلمان نیست . ما از کتب دبستانی تا دروس دانشگاهی باید کمک به همنوع را به اعضای جامعه آموزش دهیم. البته این کافی نیست و برای پرورش افراد باید دانش آموزان و دانشجویان را به مکان هایی ببریم که اشخاص محروم و نیازمند کمک زندگی می کنند و آنان را از نزدیک با کاستی ها و مشکلات شان آشنا سازیم. آنان از کودکی باید کمک به همنوع را چون اصلی بدیهی در خود درونی سازند! آن گاه است که این رفتار فردی در بزرگسالی به کنشی اجتماعی بدل می شود و سپس با برنامه ریزی و سازماندهی می توانیم بزرگترین تغییرات را در جامعه مان شاهد باشیم (احمدی، 1387: الف). چرا که آن موقع است که آن ها به مثابه سرمایه ای اجتماعی و فرهنگی قابل جهت دهی و برنامه ریزی هستند.

مددکاری اجتماعی

در سال 1903 نخستین موسسه علمی که تعلیم تربیت مددکاران اجتماعی و پژوهش های جامعه شناختی پیرامون مدکاری اجتماعی را به طور رسمی بر عهده گرفت، تأسیس شد. دانش جامعه شناسی آکادمیک با تحقیق پیرامون مسائل اجتماعی به کمک مددکاری اجتماعی آمد، اما در آمریکا به زودی به سوی نظریات اجتماعی کشیده شد، در حالی که در انگلستان همچنان مرتبط با مسایل اجتماعی باقی ماند؛ تنها از دهه50 بود که پیوند نزدیک مشکلات اجتماعی و جامعه شناسی دوباره برقرار شد (هراد، 1362: 18-21).

البته از سال ها پیش روانپزشکی و روانکاوی به مددجویان و مشکلات شان به عنوان سوژه ای فردی (نه اجتماعی) می پرداختند. در حالی که آنان در جستجوی درمان مددجویان بودند، جامعه شناسان بدنبال اصلاح شان می گشتند. یک مددکار اجتماعی می بایست با منابع و طرق ذیل فعالیت های خویش را انجام دهد: الف. ارزش هایی که خود بدان پایبند است ب. ارزش هایی که از موسسات مددکاری طی سالیان متمادی تجربه کسب شده است پ. و ارزش هایی که حرفه و جامعه اش ایجاب می کند (همانجا، 26-27).

مددکاری اجتماعی با تغییرات اجتماعی نیز همساز است. این همنوایی گاه ناآگاهانه و گاه آگاهانه اختیار می شود. مددکاری اجتماعی می بایست خود را با تغییرات همراه سازد، از محدودیت های احتمالی دوری کرده و از فرصت های پیش آمده بر اثر تغییرات، استفاده کند تا بتواند بیشترین اثردهی را داشته باشد و نیازهای روز مددجویان را مرتفع سازد. اینک ما برآنیم تا از ظرفیت ها و روش های جدیدی سخن بگوییم که به عنوان منابع و سرمایه هایی جدید انسانی، اجتماعی و فرهنگی مورد توجه واقع شده اند. بسیج برای مددکاری به عنوان ابتکاری داخلی می بایست با روش های آموزشی جدید و پژوهش های متنوع و رسانه های جمعی و شبکه اینترنت تقویت و تغذیه شود. این پژوهش با روش جمع آوری اطلاعات اسنادی و روش تحقیق توصیفی صورت پذیرفته است.

سرمایه‌های‌ انسانی‌، اجتماعی و فرهنگی‌

اکنون‌ دیگر تنها دارایی‌ها و منابع‌ مالی‌ به‌ عنوان‌ سرمایه‌ شناخته‌ نمی‌شوند، بلکه‌ ما با پدیده‌های‌ نوظهوری‌ در نیروی‌ انسانی‌ مواجه‌ هستیم‌، که‌ از آن ها تحت‌ عنوان‌ سرمایه‌های‌ انسانی‌ و اجتماعی‌ نام‌ برده‌ می‌شود. همان‌طورکه‌ سرمایه‌های‌ فیزیکی‌، با ایجاد تغییرات‌ در مواد، برای‌ شکل‌ دادن‌ به‌ ابزارهایی‌ که‌ تولید را تسهیل‌ می‌کنند، به‌ وجود می‌آیند،  سرمایه‌های‌ انسانی  نیز با تغییر دادن‌ افراد یک‌ جامعه‌ برای‌ واگذاری‌ مهارت ها و معلومات‌ به ‌اعضایش‌ پدید می‌آیند و انسان ها را قادر می‌سازند تا به‌ شیوه‌هایی‌ جدیدتر، مطلوب‌تر و کاراتر رفتار کنند(کلمن، 1378: 464). در حالی‌ که‌  سرمایه‌ اجتماعی‌  به‌ مجموع‌ منابعی‌ که‌ در بنیاد روابط خانوادگی‌ و در سازمان‌ اجتماعی‌ جامعه‌ وجود دارد و برای‌ رشد شناختی‌ و اجتماعی‌ افراد آن‌ سودمند است‌، اطلاق‌ می‌شود. باید توجه‌ داشت‌ که ‌سرمایه‌های‌ اجتماعی‌ با وجود این‌ که‌ اکتسابی‌ است‌، ولی‌ در بسیاری‌ از موارد، در حوزه‌ یادگیری‌های‌ ارادی‌ قرار نمی‌گیرند، بلکه‌ در طی‌ جامعه‌پذیری‌ یا تعاملات‌ اجتماعی‌ در ذهن‌ افراد درونی‌ می‌شوند. آن ها به‌ روابط اقتدار، اعتماد و هنجارهای‌ یک‌ جامعه‌ بر می‌گردند(همانجا، 458-459). تفاوت‌ عمده‌ سرمایه‌های‌ اجتماعی‌ با سرمایه‌های‌ فیزیکی‌ و انسانی‌ در آن‌ است‌ که‌ همچون‌ آن ها کاملاً تعویض‌پذیر نیستند. باید توجه‌ کرد که‌ شکل‌ معینی‌ از سرمایه‌های ‌اجتماعی‌ که‌ در تسهیل‌ کنش‌های‌ معینی‌ ارزشمند است‌، ممکن‌ است‌ برای‌ کنش‌های‌ دیگر بی‌فایده‌ یا حتی ‌زیانبار باشد(همانجا، 462). از این‌ روی‌ شناسایی‌ و برنامه‌ریزی‌ برای‌ این‌ سرمایه‌های‌ نوظهور در جامعه‌ ما نیاز به‌ مطالعات‌ و پژوهش‌های‌ متعددی‌ دارد.

امروز پس از سرمایه های انسانی و بدنبال آن سرمایه های اجتماعی، سخن از سرمایه های فرهنگی رفته است. هر گونه اهداف و استراتژی فرهنگی تنها با کمک سرمایه های فرهنگی است که عملی شده و تحقق و تداوم آن تضمین می گردد. تعامل پذیری، ارتباط پذیری، مشارکت پذیری، میزان پذیرش دیگری و ارزش های اخلاقی از این جمله اند. سرمایه  هاى انسانى، اجتماعى و فرهنگی نیز که مى  بایست در برنامه ریزى ها تقویت شوند، به قرار ذیل   اند: مسؤولیت  پذیرى، مدیریت، سازمان  پذیرى، نقش  پذیرى، وجدان  کارى، تعهدات و روابط اعتبارى از آن جمله  اند.

باز شناسایی جهاد، شهادت و ایثار

در قرآن به دفعات از جهاد و شهادت سخن رفته است و تقریباً همه مسلمانان تصور می کنند که معنا و ما به ازای هر دوی آن ها را می دانند. معنای لغوی هر دوی آن ها برای اساتید زبان عربی و روحانی، روشن تر از نگارنده است. جهاد به معنای جهد و کوشش است و شهادت نیز کشته شدن افراد در راه دین که به تعبیر قرآن آنان را نباید، مردگان که زندگان و شاهدان حقیقی شمرد. متأسفانه در بسیاری از موارد حتی افراد متدین، جهاد را در حد جنگیدن و کشت و کشتار فرو کاسته اند. در حالی که تعابیری که قرآن به کار می برد، بسیار حکیمانه و دقیق است و در حالی واژه جهاد را به کار می برد که اگر منظورش جنگیدن بود، می توانست از واژه های حرب و محاربه استفاده کند، که کاملاً حساب شده چنین نمی کند. آیاتی نیز که به جهاد اشاره دارد و مسلمانان را به آن فرا می خواند، ایستادگی در راه آرمان ها و پذیرش تاوان های راه حق را توصیه می کنند، نه این که مسلمانان دیگران را بکشند و پرچمی را که رویش لااله الاالله نوشته شده، بالای سر اجساد به اهتزاز در آورند! حتی ایمان آورندگانی را نیز که به جهاد روی نمی آورند، تکفیر نمی کند و تنها می گوید، کسانی که جهد و کوشش می ورزند، بر آنان برتری دارند. به همین سبب است که جهاد اکبر را که مبارزه با نفس خویشتن است، ارجح می داند. شهادت نیز واضح است که به کشتن شدن فرد در راه آرمان هایش نظر دارد، نه کشتن دیگران در راه آرمان هایش! شهادت یعنی ایثار یک انسان تا آن اوج که تمام وجودش را نثار آرمان هایش کند؛ که در ادیان الهی، آن آرمان های الهی و ارزش های انسانی و وجدان محور (دین فطری، مهمتر از دین شرعی) است، نه کشتن دیگران در راه آرمان هایش! خواهش می کنم دقت کنید، این تفاوت ها، مباحثی ادبی نیست که آرایه های کلامی مدنظر باشد، تفاوتی است از زمین تا آسمان بین رفتارها، کنش ها، منش ها و زندگی های انسانی. تفاوت بین کسی که در راه آرمان هایش ایستادگی می کند، حتی به قیمت کشته شدن و ایثار وجودش، با کسانی که دیگران را قربانی ایده ها و آرمان هایشان می کنند! تفاوت بین امام حسین ثار الله با صدام حسین جنایتکار!

با مطالعه تاریخ تمامی ادیان در خواهیم یافت که تغییر و مسخ مضامین و مصادیق معنوی و دینی در طول تاریخ، واقعه ای تکراری است و همواره بر اثر گذشت زمان، تأویل ها و شآن نزولات دینی در غبار زمان دستخوش تغییر می شوند و روشنگری وظیفه علما، مصلحان و کسانی است که خود را موظف می بینند تا رازهای دینی و معنوی را کشف کرده و حقایق و یافته های دینی را به دیگران انتقال دهند. امروز جهاد و شهادت توسط برخی از تروریست ها دستاویزی برای جنایت هایشان قرار گرفته است و می رود تا این کج فهمی دامن اکثریت مسلمانان را بگیرد، از این روی وظیفه علما و مراجع تقلید و همه ماست تا برای راهنمایی درست مسلمانان مبارز حقیقی و حق طلب دست به روشنگری در این خصوص زنند و جلوی بسیاری از ظلم هایی که از این طریق با نام دین صورت می گیرد، گرفته شود و اگر آنان با فتوای درست خود، جان تنها یک انسان بی گناه را نجات دهند، بنا به تعبیر زیبای قرآن انگار که تمامی جهانیان را نجات داده اند. من به جرأت می گویم، در کمتر کتب مقدّس ادیان گوناگون دیدم که چنین تعبیری به کار برده شود، به طوری که این چنین به صراحت برای جان فرد فردِ انسان ها ارزش قایل شوند. با استناد به همین روحیه ایثار و از خود گذشتگی است که بسیج می تواند منشأ خیر بسیاری از امدادرسانی ها، کمک رسانی ها، مددکاری اجتماعی و حتی سازندگی گردد.

ابتکارات بومی

وضعیت‌ سرمایه‌های‌ انسانی‌ و اجتماعی‌ در کشور ما

مسئله‌ اساسی‌ در استفاده‌ از سرمایه‌های‌ انسانی‌ و اجتماعی‌ در جامعه‌ ما آن‌ است‌ که‌ نیروی‌ کار و حتی‌ فعال ‌جامعه‌ ما در کارهایی‌ سازماندهی‌ شده‌ و تعریف‌ شده‌ با مشکل‌ عدم‌ سازمان‌پذیری‌ و بی‌برنامگی‌ مواجه‌ است‌، چه‌ به‌ جای‌ این‌ که‌ در فعالیت های‌ اجتماعی‌ به‌ شکلی‌ سازمان‌ یافته‌ به‌ کارهای‌ فرهنگی‌ و عام‌ المنفعه روی‌ آورند. جایی‌ که‌ از رده‌ کارگران‌ جزء تا مدیران‌ عالی‌ رتبه‌ در فعالیت های‌ اقتصادی‌ در حال‌ فرار از کارهای‌ سازمان‌ یافته‌ و تحت‌ نظارت‌ هستند، سازمان‌پذیری‌ در ابعاد اجتماعی‌ و فرهنگی‌ بسیار دور از دسترس‌ است‌. این‌ همان‌ علت‌ اساسی‌ عدم‌ موفقیت‌ سازمان های‌ غیردولتی‌ در سال های‌ کنونی در جامعه‌ ماست ‌(احمدی‌، 82 ـ 1381: 129ـ130). در یک‌ نگاه‌ کلی‌تر می‌توان ‌گفت‌ مسؤولیت‌پذیری‌ و آموزش‌پذیری‌ بسیار پایین‌ در جامعه‌ ما حکایت‌ از ضعف‌ در سرمایه‌های‌ انسانی ‌و اجتماعی‌ دارد. چنین‌ رفتاری‌ یک‌ عارضه‌ زودگذر نیست‌، بلکه‌ سال هاست‌ که‌ به‌ رفتاری‌ غالب‌ در جامعه ‌بدل‌ شده‌ است‌ و نه‌ تنها تغییر ناگهانی‌ آن‌ مقدور نیست‌، بلکه‌ حتی‌ با در نظر گرفتن‌ راهکارهای‌ گذشته‌ که‌ با موفقیت‌ توأم‌ نبوده‌ نیز دشوار، هزینه‌بر و وقت‌بر است‌ و مستلزم‌ برنامه‌ریزی‌ بلندمدت‌ و با نگاهی‌ چندجانبه‌ به ‌ابعاد اجتماعی‌ و فرهنگی‌ است‌. سرمایه‌های‌ انسانی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی ما در عرصه‌های‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ همچون ‌زمینی‌ کویری‌ است‌ که‌ با وجود سرشار بودن‌ از مواد کانی‌، برای‌ تولید نیاز به‌ برنامه‌ریزی‌ بلندمدت‌ برای‌ احیاء دارد.

بسیجی برای مددکاری

آن سرمایه نهفته در جامعه که از آن سخن می گفتیم، درست جلوی دیدگان ماست. بسیج که با میلیون ها عضو در شرایط صلح نباید بلااستفاده باقی مانده و به حال خود رها شود یا به کارهای حاشیه ای بپردازد و با آن ها مشغول باشد. انرژی بالقوه ای از خیل جوانان که می بایست در راه نوع دوستی و همیاری به همنوع بشتابد، چرا که اکنون وظیفه ای خطیرتر از جنگ، یعنی حفظ و گسترش دستاوردهای پس از جنگ را بر عهده دارد. اینک او وظیفه ای به مراتب دشوارتر از جنگیدن، یعنی پاسداری، مددکاری و سازندگی را بر دوش می کشد. در مواجه با تجارب و دشورای هاست که آنان معنای واقعی شأن نزول بسیاری از آیات کتب مقدّس را به روشنی حس کرده و می فهمند. در حین عمل است که آنان مصادیق واقعی دستورات دینی را به درستی درک می کنند. آن گاه است که در می یابند، عمل کردن با اخلاقیات دینی چقدر دشوار است و این آن ها را از تندروی های جوانی محافظت می کند و از آن طریق وارد تجربه زندگی معنوی می شوند؛ راهی که برای سیر کمال هر رهروی دین ضروری است.

بسیاری از کشورها آرزوی آن را دارند که از چنین سرمایه های آماده به خدمتی برخوردار باشند تا بتوانند از آن ها در راه سازندگی جامعه شان بهره برند. بسیج می تواند برای مددکاری و مددکاری اجتماعی بسیار مفید و راهگشا باشد؛ اگر خواهان انقلابی به معنای واقعی کلمه در عرصه مددکاری و مددکاری اجتماعی هستیم، این ظرفیت موجود سازمان یافته است و باید آن را جدی گرفت و جهت دهی و برنامه ریزی کرد. بسیج در شرایط بحرانی و حوادث غیرمترقبه نیز می تواند بسیار موثر باشد؛ به شرط این که برای رویارویی با چنان شرایطی آموزش دیده و آماده باشد. در میانِ ما به ازاءهای بیرونی، بسیج کاملترین مصداق مددکاری اجتماعی است و بیشترین تطابق را با نفس مددکاری داراست.

وضع آسیب های‌ اجتماعی‌ در جامعه و راهکارها و فرصت ها

مسائل‌ اجتماعی‌ جامعه‌، پدیده‌هایی‌ اجتماعی‌ اعم‌ از شرایط ساختاری‌ و الگوهای‌ کنشی‌ ای هستند که‌ در مسیر تحولات‌ اجتماعی‌ بر سر راه ‌پیشرفت‌، یعنی‌ بین‌ وضعیت‌ موجود و وضعیت‌ مطلوب‌ قرار می‌گیرند و مانع‌ تحقق‌ اهداف‌ و تهدیدکننده‌ ارزش ها و کمال‌ مطلوب ها می‌شوند (عبداللهی‌، 3: 11 ـ 12). عوامل‌ خانوادگی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ و ساخت ‌اقتصادی‌ و اجتماعی‌ جامعه‌ در بروز انحرافات‌ موثرند و کجروی‌ و انحرافات‌ را باید عمدتاً به ‌دیده‌ بیماری‌ که‌ ناشی‌ از عملکرد ناصحیح‌ نظام‌ اجتماعی‌ است‌، نگریست‌ و برای‌ کاهش‌ و حل‌ آن‌ باید زمینه‌های‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ را که‌ سبب‌ بروز انحرافات‌ است‌ از بین‌ برد و به‌ جای‌ اکتفاء به‌ مجزات‌ کجروان‌ به‌ فکر درمان‌ ریشه‌ای ‌آن‌ بود (داریاپور،1380: 29).

آمارها حکایت از انواعی از‌ آسیب های‌ اجتماعی ‌می کند کهنگران کننده است. آمارهای ‌اعتیاد، طلاق‌، خودکشی‌، جرائم‌ کیفری‌، کودکان‌ و زنان‌ خیابانی‌، کودک‌ آزاری‌، خانواده‌های‌ بی‌سرپرست‌، علاوه‌ بر ارتشاء، تجاوز، فرار دختران‌ از خانه‌ در حدی‌ است‌ که ‌حالت‌ یک‌ معضل‌ حاد اجتماعی‌ را پیدا کرده‌ است‌. از گذشته‌ نیز مسایلی‌ اجتماعی‌ همراه‌ با مشکلات‌ و معضلات‌ اقتصادی‌ و فرهنگی،‌ شرایطی‌ را به‌ وجود آورده‌ است‌ که‌ برخی‌ آن‌ را آنومیک‌ (شرایط آشفته‌ و نابسامان‌) می‌دانند (توسلی‌، 3: 29 ـ 36). جرایم‌، ناکارآمدی‌ در عرصه‌های‌ مختلف‌، از هم ‌گسیختگی‌ ساختار اجتماعی‌ ـ شهری‌، ضعف‌ و افت‌ سرمایه‌های‌ اجتماعی‌ حکایت‌ از این ‌بحران‌ دارد (فرهنگ‌ و پژوهش‌،‌ 100:‌29). بسیاری از این آسیب های اجتماعی، از فقر، تبعیض و نیازمندی ها و کاستی های افراد جامعه و خانواده ها ناشیمی شود. از این روی مددکاری اجتماعی به کمک بسیجیان جان بر کف باید برای حل این معضلات آستین بالا بزنند. رفتارهای انسان دوستانه خیل عظیم بسیجیان، خود فضای اجتماعی و معنوی جامعه را متحول می سازد و روحیه دیگرخواهانه را جایگزین رفتارهای خودخواهانه می سازد.

داوطلبان ‌[Volunteers] و بسیجیان

کارهای‌ داوطلبانه، مددکاری‌ و بسیج‌

سال‌ 2001 نقطه‌ عطفی‌ برای‌ کارهای‌ داوطلبانه‌ بود. پس‌ از اعلام‌ این‌ سال‌ به‌ عنوان‌ سال‌ بین‌المللی‌ داوطلبان‌، مجمع‌ عمومی‌ سازمان‌ ملل‌ متحد درصدد بر آمد تا راه های‌ گسترش‌ کارهای‌ داوطلبانه‌ و مشارکت‌ دولت ها را در این‌ زمینه‌ جستجو کند. آن‌ نقطه‌ اوجی‌ بود برای‌ داوطلبان‌ که‌ مردم‌ را در 130 کشور جهان‌ بسیج‌ کرده‌ بود، اما این ‌تنها آغاز راه‌ بود. باید داوطلبان‌ عملاً میلیون ها انسان‌ را جهان‌ را به‌ گونه‌ای‌ همراه‌ می‌ساختند که‌ آن ها دریابند تنها به‌ کمک‌ آن هاست‌ که‌ می‌توان‌ به‌ تحولاتی‌ چشمگیر در کمک‌ به‌ یکدیگر و تقویت‌ وحدت‌ اجتماعی‌ دست‌ یافت‌. در برنامه‌ سال‌ بین‌المللی‌ داوطلبان‌، مردم‌ تشویق‌ می‌شوند که‌ از سیاست های‌ ترویج‌ فعالیت های‌ داوطلبانه‌ حمایت‌کنند و ارزش‌ کار داوطلبانه‌ را دریابند؛ کارهایی‌ که‌ امروز به‌ آن‌ به‌ مثابه‌  سرمایه‌ای‌ اجتماعی‌  می‌نگرند(پیام‌ یونسکو، 372: 17 و20).

بسیج می تواند در کشور ما از همان کارکرد و حتی دستاوردهایی افزون تر جامعه را بهره مند سازد، به شرطی که برنامه ریزی و سازماندهی شود. می‌توان‌ این ‌گونه‌ فعالیت ها را در حوزه مددکاری اجتماعی به کار بست.

کارهای‌ داوطلبانۀ مددکاری از طریق اینترنت‌

اکنون‌ موج‌ جدیدی‌ از داوطلبان‌ از پای‌ کامپیوترهای‌ خود در خانه‌ یا در محل‌ کار، وقت‌ خود را از طریق‌ شبکه ‌اینترنت‌، به‌ خدمات‌ داوطلبانه‌ وقف‌ داده‌اند. این‌ داوطلبان‌ خانه‌دار، دانشجو، استاد دانشگاه‌ و کارمند، بیشتر وقت‌ خود را به‌ سود دیگران‌ صرف‌ می‌کنند. گستره‌ عمل‌ داوطلبان‌ از طریق‌ اینترنت‌ بسیار فراگیر، سریع‌ و موثر شده‌ است‌. آن ها به‌ کمک‌ اینترنت‌ از جمع‌ آوری‌ پول‌ گرفته‌ تا آموزش‌ و انتشار ایده‌های شان‌ در کارهای‌ داوطلبانه‌ و مددکاری به هم نوع مشارکت‌ می‌کنند. داوطلبان‌ سرمایه‌های‌ اجتماعی‌ هستند که‌ باید در جامعه‌ ما شناخته‌ شده‌، توانایی‌های شان ‌درک‌ شده‌، به‌ وسیله‌ برنامه‌ریزی های هدایت‌ شده‌ و از طرف‌ دولت‌ و بخش‌ خصوصی‌ حمایت‌ و تشویق‌ شوند تا از دستاوردهای‌ آن ها در راه‌ توسعه‌ و پیشرفت بهره‌ گرفته‌ شود (احمدی‌، 82 ـ 1381: 124 ـ 125). بسیج با نیروهای گوناگونی که داراست و از اقشار مختلف جامعه هستند می تواند با کشاندن اعضاء به پای اینترنت، همه نوع توانایی های شان را شکوفا سازد، به شرطی که با آموزش مکفی همراه باشد.

پژوهش، آموزش و باز هم ...

آموزش و اقدامات اجتماعی

در طول‌ سال های‌ اخیر کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ به‌ این‌ دانش‌ دست‌ یافتند که‌ هر نوع تحولی در جامعه، فرایندی‌ اجتماعی‌ با رنگ‌ و بوی‌ آموزشی‌ قوی‌ است‌. آن‌ نه‌ تنها راهی‌ برای‌ انتشار نوآوری‌ها است‌، بلکه‌ مرحله‌ای‌ از ایجاد آگاهی‌، اطلاع‌ رسانی، مبارزه‌، کنترل، ارزیابی و... است‌. به‌ دلیل‌ این‌ جنبه‌های‌ آموزشی‌، تکنولوژی ها و کانال های‌ ارتباطی‌ تابعی ‌از زمینه‌ و مفاد آموزشی‌ به‌ شمار می‌روند. به‌ عبارت‌ دیگر، هدف های‌ آموزشی‌ باید تعیین‌ کنند، چه‌ نوع ‌اقدامات و ارتباطی ‌(شکل‌، محتوا) مناسب‌ و مورد احتیاج‌ است‌. این‌ واقعیت‌ که ‌اغلب‌ فعالیت های‌ آموزشی‌ بیش‌ از آن که‌ مردم‌ را وادار به‌ همکاری‌ نماید، نیازمند همکاری ‌ایشان‌ است‌، شرایط خاصی‌ را برای‌ روش های‌ آموزشی‌ ایجاد می‌کند. مردم‌ باید به‌ نحوی‌ انگیزه‌ پیدا کنند تا علاقه‌ به‌ مشارکت‌، یادگیری‌، سازمان‌یابی‌ و غیره‌ را در خود پرورش ‌دهند. وظیفه‌ عمده‌ ارتباط برای‌ تحول، ایجاد شرایط دلخواه‌ برای‌ مردم‌، به‌ منظور درگیر شدن‌ در فرایند تبادل‌ نظر و آموختن‌ است‌. اما متأسفانه‌ نمونه‌های‌ زیادی‌ از پیام هایی‌ که‌ موثر و از جنبه‌ آموزشی‌ و فرهنگی‌ مناسب‌ باشد و جامعه‌ را از این‌ نقطه‌ نظر توانمند و متحول سازد، در دست‌ نیست (بورن‌، 1379). تعدادی‌ از مشکلات‌ و محدودیت ها به‌ کارگزاران‌ و مسؤولان‌ و حتی تهیه‌ کنندگان‌ رسانه‌ها مربوط می‌شود. در بسیاری‌ از موارد می‌توان‌ آموزشی‌ را که‌ به‌ آن ها داده‌ می‌شود، به‌ دلیل‌ تکیه‌ بر موضوع های‌ علمی‌، به‌ بهای‌ عدم‌ توجه ‌به‌ موضوع های‌ انسانی‌ مورد انتقاد قرار داد. آن ها برای‌ تخصص‌ در زمینه‌ای‌ خاص‌، و نه‌ به‌ عنوان‌ تعلیم‌ دهنده‌ یا عوامل‌ ارتباط، تربیت‌ شده‌اند. از این‌ روی‌ می‌بایست‌ دانش‌ فنی‌ آن ها را با بسیاری‌ از بینش های‌ فرهنگی‌ و آموزشی‌ تکمیل‌ کرد (احمدی، 1387: ب).

آموزش‌ دست‌ اندرکاران‌ مددکاری‌

بسیاری‌ از کسانی‌ که‌ مسؤولیت هایی‌ در زمینه‌ برنامه‌های‌ مددکاری‌ دارند، خود به‌ خوبی‌ آموزش ‌ندیده‌اند تا آن‌ را به‌ دیگران‌ منتقل‌ ساخته یا اجرا کنند. در بسیاری‌ از موارد آنچه‌ مدیران‌ اجرایی‌ از مددکاری‌ آموزش‌ دیده‌اند، ناکافی‌، یک‌ طرفه‌ و اغلب‌ بر دانش‌ متمرکز مبتنی‌ است‌ و در موضوع هایی‌ که‌ می‌تواند جنبه‌های‌ اجتماعی‌ و تعلیم‌ و تربیتی‌ کار آن ها را تسهیل‌ کند، دچار نقص‌ هستند. اگر بخواهیم‌ در بهبود عملکرد نیروی‌ مدیران‌ و سایر مسؤولین‌ دست ‌اندرکار توسعه‌ جدی‌ باشیم‌، وجود دیدی‌ منتقدانه‌ در مورد آموزش‌، قبل‌ و در حین‌ کار آن ها ضروری‌ است‌.

مواد درسی‌ دانشگاه ها و برنامه‌های‌ آموزشی‌ باید با طرح هایی‌ در مورد نظام ‌آگاهی‌ محلی‌، روش های‌ مشارکتی‌، جامعه‌شناسی مددکاری اجتماعی‌، تعاملات‌ میان‌ فردی‌، استفاده‌ از رسانه‌های‌ ارتباطی‌ و موضوع های‌ مشابه‌ غنی‌ شود. چنین‌ آموزشی‌ احتمالاً به‌ مسؤولان‌ درکی‌ بهتر از دانش‌ فنی‌، اعتقادات‌ و طرز عمل‌ مردم‌ داده‌ و به ‌آن ها دیدگاه ها و مهارت های‌ لازم‌ را برای‌ برقراری‌ ارتباط بهتر با مردم‌ خواهد بخشید. اگر بخواهیم‌ به‌ گونه‌ای‌ آرمانی صحبت‌ کنیم‌، هر کسی‌ که‌ در عرصه‌ مددکاری اجتماعی‌ فعالیت‌ می‌کند باید به‌ عنوان‌ رابط اطلاعات‌ و واسطه‌ عمل‌ کند و دانش‌ و اطلاعاتی‌ را که‌ مردم‌ برای‌ انتخاب‌ راه‌ خود در جهت‌ پیشرفت‌ نیاز دارند، فراهم‌ آورد. دانش‌ مسؤولان نه ‌تنها باید به‌ روز باشد، بلکه‌ از نظر عملی‌ نیز منطبق‌ با شرایطی‌ باشد که‌ برنامه‌های‌ مددکاری ‌در آن‌ تحقق‌ می‌یابد. بنابراین‌، در برنامه‌های‌ آموزشی‌ آن ها باید تعادلی‌ بین‌ موضوع های‌ فنی‌، علمی‌ و ارتباطی‌ وجود داشته‌ باشد. با این همه نباید فراموش کرد، توسعه ‌باید در نهایت به‌ عهده‌ مردم‌ باشد که‌ در برنامه‌های‌ خود در صورت‌ نیاز از دولت‌ و منابع‌ خارجی‌ کمک‌ گیرند(بورن‌، 1379).

آموزش حین کار و کارگاه های آموزشی

نخستین ضرورت آموزش است. آموزش هایی در حوزه های تخصصی مختلف که برای طرح ریزی و تصمیم گیری برنامه های مددکاری ضروری است. همه رده از مسؤولان ضروری است که از طریق آموزش های مربوطه از حداقل دانش لازم برای توافق یا مخالفت با طرح ها و برنامه های کارشناسان برخوردار گردند.

آموزش نیز امروزه تنها در قالب کلاس ها صورت نمی گیرد و دو  آموزش حین کار و خدمت  و  آموزش از طریق کارگاه ها  که یادگیری عملی را افزون ساخته و بر غلظت یادگیری می افزایند، مورد توجه واقع شده اند. این روش ها به خصوص در مورد مددکاری اجتماعی که جنبه عملی آن غالب است، بسیار حیاتی و ضروری است. اخیراً که کارگاه های رسانه ای نیز به آموزش ها اضافه شده است و افق های تازه ای را به روی مددجویان و مددکاران گشوده است. این کارگاه ها به هر دو یاد می دهد، چگونه از شر حرف های کلیشه ای خلاص شوند و خودشان مسایل را دریابند. در این شیوه بازگویی دروس از طریق به حافظه سپاری که یکی از آفت های بزرگ آموزش در سال های اخیر است، کنار گذاشته می شود و اندیشه ها و عقاید شخصی مورد توجه قرار می گیرد (باچر و بلتران،357: 11-13). این تجربه موفق خارجی می تواند توسط آموزگاران بسیجی شناخته و اعمال شود.

آموزش راه دور و از طریق اینترنت

یکی از راه های جدید آموزش، آموزش از راه دور یا آموزش به کمک شبکه و اینترنت است. دست اندرکاران آن عرصه معتقدند که اینترنت توفانی از ابتکارات در حوزه آموزش را برانگیخته است. در حالی که برنامه نویسان حرفه ای نقش مربیان را بازی می کنند، ارتباط و آموزش میلیون ها نفر در داخل خانه و از طریق شبکه فراهم شده است. حتی دولت ها با بخش خصوصی و گروه های تعلیم و تربیت ارتباط برقرار کرده اند تا ابتکارات جدید این حوزه را تأمین مالی و تشویق کنند. الیس بویسجولی که مدیر اسکول نت (مدرسه اینترنتی) کانادا است، عقیده دارد: «این یک تحول فرهنگی است؛ تحولی که زمان می برد... طرح های کنونی در واقع بخشی از یک هدف بزرگتر است؛ ایجاد فرهنگی برای آموزش از گهواره تا گور.» (فین،370: 13-14). چنین فضایی بی شک می تواند برای آموزش های مددکاری اجتماعی و بسیجیان مورد استفاده قرار گیرد.

پژوهش مداوم

کلیه برنامه ها و راهکارهای حوزه های بسیجیان و مددکاری اجتماعی باید بر اساس پژوهش هایی علمی صورت پذیرد. این کارشناسان و محققان این عرصه ها هستند که باید در خصوص هر نوع تغییری تصمیم گیرنده اصلی باشند، نه مدیران اجرایی. متأسفانه در بسیاری از سیاست گذاری ها و برنامه ریزی هاى کشور ما جایگاه تحقیقات مشخص نیست و آن ها عمدتاً بدون ارتباط با پژوهش ها شکل گرفته یا تغییر مى  کنند. حتى در معدود مواردى نیز که از پژوهش ها در مطالعات ابتدایى بر برنامه ریزی ها استفاده مى  شود، نحوه گزینش، روش سنجش و قابلیت تعمیم تحلیل  ها و نتایج شان مشخص نیست و به گونه  اى سلیقه  اى انجام مى  شود. از این روى ضرورى است تا اولاً بهره جستن از پژوهش ها در برنامه ریزی ها از شکلى سلیقه  اى به الگویى مشخص و ضابطه  اى کلى و ضرورى بدل شود و ثانیاً مرکزى مسؤولیت بررسى پژوهش ها، روش هاى به کار رفته و قابلیت هاى تعمیم نتایج شان را بررسى و به شکلى تلفیقى در برنامه  ریزی ها و اصلاحیات آن ها اعمال کنند (احمدی، 1384: 79).

ارتباطات و رسانه های جمعی

انقلاب ارتباطات‌ و اطلاعات‌

این صدای تبش عصر ماست؛ نت هایی که یک فریاد را سر می دهند: ارتباطات و اطلاعات. با ظهور رسانه های جمعی و اطلاعات جهانی یک طرفه، آخرین موج جهانی شدن آغاز، با پیدایش مخابرات و موبایل که دارای اطلاعاتی دو طرفه بودند، حرکت صعودی اش ادامه یافت و با پیدایش اینترنت و رسانه هایی با اطلاعاتی هوشمند و واقعیت مجازی به اوج خود رسید. این به معنای واقعی کلمه یک انقلاب بود. نخست انقلابی در اندیشه که بر پارادوکس همیشگی واقعیت در مقابل مجاز پایان می داد و آن ها را به یکدیگر پیوند می زند. در اینترنت شما تنها با یک کلیک با هر نقطه از دنیا فاصله دارید؛ اینجا و اکنون با بزرگترین کتابخانه ها، معتبرترین موزه ها و گالری های هنری و زیباترین جاذبه های فرهنگی و گردشگری هر نقطه از واقعیت مجازی اینترنت. اینک شما در کنار هر هویتی، هویت یک شهروند جهانی را اختیار کرده اید، آیا این ها هر یک به تنهایی برای یک انقلاب کافی نیست؟‌

بسیاری از دست اندرکاران اخبار اینترنتی عقیده دارند که ظهور اینترنت موجب نخ نما شدن این شعار انقلابی شده است: «بگذارید مردم سخن بگویند.» آن ها مدعی اند: «بگذارید مردمی که خبر را به وجود می آورند، خبر دهند.» در عرض مدت کوتاهی چندین هزار پیام رد و بدل می شود، بدون هیچ نظارت تحمیلی و تنها محدودیت، یک آیین نامه حرفه ای است (له فور، 370: 46). در چنین شرایطی است که مددکاران و مددجویان به خوبی می توانند با هم ارتباط برقرار کرده و اطلاعات تبادل کنند.

ارتباطات‌ و تقویت‌ رسانه‌های‌ جمعی ‌برای مددکاری ‌

در دنیای امروز نقش و اهمیت رسانه ها، به خصوص نقش آموزشی و تبلیغی رسانه های جمعی بر کسی پوشیده نیست. در قرون اخیر اصولاً تعاملات رسانه ای شده اند (تامپسون، 1379: 65- 168؛ احمدی، 1386: 10-11).

نباید فراموش کرد که تلاش های‌ مربوط به‌ مددکاری‌ اغلب‌ به‌ واسطه‌ روش های‌ ارتباطی‌ ناهماهنگ‌، برخورد سطوح‌ متفاوت‌ تحصیلات‌ و سواد و استفاده‌ متفاوت‌ از زبان‌، ناموفق‌ جلوه‌ می‌کرد. موانع‌ مهم‌ دیگر شامل‌ علایق‌ مختلف‌ گروه‌های‌ ذی‌نفع‌ و درک‌ متفاوت‌ از واقعیات‌ هستند. روشن‌ است‌ که‌ قبل‌ از آن‌ که‌ هر نوع‌ تبادل‌ فکری‌ بتواند رخ‌ دهد، این‌ موانع‌ باید برطرف‌ شود. این‌ به‌ معنای‌ آن‌ است‌ بیش‌ از پیش‌، کارشناسان‌ و تهیه‌کنندگان‌ برنامه‌های‌ ارتباطی‌ مجبورند، عوامل‌ اجتماعی‌ ـ فرهنگی‌ و علایق‌ اجتماعی‌ ـ فرهنگی‌ افراد جامعه‌ای‌ را که‌ در راه‌ توسعه‌ گام‌ برمی‌دارند، به‌ حساب‌ آورند و به‌ ابعاد فرهنگی‌ تغییرات‌ و ارتباطات‌ حساس‌ باشند. در حقیقت‌ فرهنگ‌ مردم‌ باید برای‌ توفیق‌ در امر تحول تجهیز شود و روحیه ایثار نهادینه گردد تا ارتباط برای‌ مددرسانی‌، به‌ تحکیم‌ هویت ‌اجتماعی محلی و ارزش های‌ والای جهانی‌ منتهی گردد و دانش ‌و همت مردم‌ به‌ عنوان ‌زمینه‌ای‌ برای‌ مشارکت‌ فعال‌ آن ها مفید و موثر واقع شود (بورن‌، 1379: 7 ـ 8). در این‌ راه‌ رسانه‌های‌ جمعی‌ دولتی‌ و غیردولتی‌ می‌بایست‌ تغییرات ریشه ای را برای نهادینه کردن فرهنگ ایثار جهت مددرسانی به همنوع و مددکاری اجتماعی‌ موجب شوند و مسؤولان‌، برنامه‌ریزان‌ و کارگزاران‌ بودجه‌ای‌ مشخص‌ را به‌ تبلیغات‌ مستقیم‌ و به‌ خصوص‌ غیرمستقیم‌ برای‌ آشنایی‌ و اطلاع‌ رسانی‌ هر چه‌ بیشتر به‌ مردم‌ اختصاص‌ دهند. عصری که در آن ارتباطات از طریق رسانه ها دیجیتالی شده و بر عوامل فضا و زمان غلبه کرده است (پاستر، 1377: 13-16).

امروزه غول های جدید فن آوری ارتباطات و اطلاعات که به نسل دوم موسوم اند، یکبار برای همیشه بسیاری از محدودیت های پیشین عصر ارتباطات را برطرف می سازند (Gilder, 1993: 107). ابر بزرگراه های ارتباطی و شاهراه های اطلاعاتی که در حال ساختند، با از میان برداشتن فضای بین رایانه ای در اینترنت و دیدار از اماکن، کافه های الکترونیکی و حتی محیط های کاری، دنیاهای مجازی و واقعی ما را به هم پیوند می زنند. آن ها به تقویت قابلیت ها و تنگ تر کردن محدودیت های ما در زندگی منجر خواهند شد و به زندگی ما ابعادی جدید و به مردم سالاری قدرت و نظارتی عظیم تر عطا خواهند کرد (Bollier, 1993: 22). وب سایت ها و وبلاگ ها در شبکه اینترنت نیز می توانند یکی از مهمترین عرصه های فعالیت بسیجیان و مددرسانان منفرد باشند و آن ها را جهانی سازند(Neshat, 2002: 19-21). این ها جملگی ظرفیت های جدیدی است که می بایست هر نوع فعالیت بسیج و مددکاری اجتماعی از آن استفاده کند و عمده نوآوری های خود را با استفاده از این فضای جدید عرضه کند؛ به خصوص روش های ارتباط، اطلاع رسانی و تبلیغات آن عرصه را.

نتیجه گیری

نتیجه آن که، در جامعه ما نیاز است تا مددکاری علاوه بر حرفه ای خاص، به رفتاری درونی شده و کنشی اجتماعی شده بدل شود. در این راه باید آموزش و پرورش نوع دوستی و کمک به هم نوع را از کودکی به فرزندان مان یاد دهیم. سپس با برنامه ریزی و ساماندهی آن را گسترش دهیم. به عنوان تجربه ای داخلی، بسیج در راه سازندگی، آن انقلاب به معنای واقعی کلمه در این عرصه خواهد بود. بسیج با روحیه ایثار و از خودگذشتگی، کامل ترین تطابق را با نفس مددکاری داراست. از این روی، مددرسانی و مددکاری اجتماعی می تواند به عنوان یکی از اهداف اساسی برنامه های بسیج قرار گیرد. در عصر ارتباطات و اطلاعات، آنان‌ سرمایه‌های‌ اجتماعی ‌هستند که‌ باید در جامعه‌ ما شناخته‌ شده‌، توانایی‌های شان‌ درک‌ شده‌، به‌ وسیله‌ آموزش های متنوع (آموزش حین کار، کارگاه های آموزشی، آموزش از راه دور و رسانه های جمعی و اینترنت)، پژوهش های مستمر و برنامه‌ریزی های حساب شده هدایت‌ شوند‌ و از طرف‌ دولت‌ و مردم حمایت‌ و تشویق‌ شوند، تا هم اصل معنوی  کمک به همنوع  پاس داشته شده و هم از دستاوردهای‌ آن ها در راه‌ توسعه‌ و پیشرفت و رفع تبعیض و کاهش آسیب های اجتماعی بهره‌ گرفته‌ شود.

* کاوه احمدی علی آبادی: دکترای فلسفه و جامعه شناسی از تگزاس آمریکا

فهرست منابع فارسی

-احمدی علی آبادی، کاوه (1381-1382) برنامه ریزی بلندمدت بخش اجتماعی و فرهنگی؛ نمونه موردی جامعه ایران، دفتر آمایش سرزمین سازمان مدیریت و برنامه ریزی، تهران.

-احمدی علی آبادی، کاوه (1384) تبیین چشم انداز توسعه فرهنگی در ایران، جلد چهارم، فرهنگ و توسعه؛ مجموعه مقالات همایش سیاست ها و مدیریت برنامه های رشد و توسعه در ایران، موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی، تهران.

-احمدی علی آبادی، کاوه (1386) «ریشه های الگوهای خاموش و پنهان کنش معطوف به قدرت» رونا، شماره های 9 و 10، تهران.

-احمدی علی آبادی، کاوه (1387: الف) نقش و تأثیر کارهای داوطلبانه و سازمان های غیردولتی در مددکاری اجتماعی، مجموعه مقالات کنگره علمی-حرفه ای پنجاه سال مددکاری اجتماعی در ایران، سازمان بهزیستی کشور به اتفاق ده وزارتخانه و سازمان دیگر، تهران.

-احمدی علی آبادی، کاوه (1387: ب) نقش و تأثیر کارهای داوطلبانه، سازمان های غیردولتی و تجارب بومی در مددکاری اجتماعی، نشریه انجمن جامعه شناسی ایران؛ جامعه شناسان بدون مرز، تهران، سایت اینترنتی: www.sociologyofiran.com

- باچر‌، سیلویا و مونیکا بلتران. لطفاً ساکت! کودکان سخن می گویند، پیام‌ یونسکو، مجله‌ یونسکو، مرکز انتشارات‌ کمیسیون‌ ملی‌ یونسکو در ایران‌، شماره‌ 358، تهران.

- بورن‌، اد (1379) بعد فرهنگی‌ ارتباطات‌ برای‌ توسعه‌، ترجمه‌ مهرسیما فلسفی‌، مرکز تحقیقات‌، مطالعات‌ و سنجش‌ صدا و سیما، تهران‌.

- پاستر، مارک (1377) عصر دوم رسانه ها، ترجمه غلامحسین صالحیار، دانشکده خبر، انتشارات موسسه ایران، تهران.

ـ پیام‌ یونسکو، مجله‌ یونسکو، مرکز انتشارات‌ کمیسیون‌ ملی‌ یونسکو در ایران‌، شماره‌ 372.

- تامپسون، جان بروکشایر (1379) رسانه ها و نوگرایی، ترجمه علی ایثاری کسمایی، موسسه انتشاراتی روزنامه ایران، تهران.

- توسلی‌، غلامعباس ‌«پروژه‌ اصلاحات‌ بستر فرهنگی‌ ـ روانی‌ جامعه‌ و نقش‌ آن‌ در رشد مسائل‌ و مشکلات‌ اجتماعی‌» مجله جامعه شناسی ایران،‌ مجله علمی- پژوهشیِ انجمن ‌جامعه‌شناسی‌ ایران‌، شماره‌ 3، تهران.

- داریاپور، زهرا ‌(1380) ویژگی های اجتماعی‌ کجروان‌ شهر تهران‌، آئینه ‌پژوهش‌، تهران‌، موسسه ‌پژوهشی ‌فرهنگ‌، هنر و ارتباطات‌.

- عبداللهی‌، محمد «طرح‌ مسائل‌ اجتماعی‌ در ایران» مجله جامعه شناسی ایران،‌ مجله علمی- پژوهشیِ انجمن‌ جامعه‌شناسی ‌ایران‌، شماره‌ 3، تهران.

- فرهنگ و پژوهش، سرمایه‌های‌ اجتماعی‌ ثروت‌ نامرئی‌، وزارت‌ ارشاد و فرهنگ‌ اسلامی‌، شماره ‌100، تهران.

- فین‌، شون. آن ها به اینترنت وصل هستند، اما آیا چیزی هم یاد می گیرند؟ پیام‌ یونسکو، مجله‌ یونسکو، مرکز انتشارات‌ کمیسیون‌ ملی‌ یونسکو در ایران‌، شماره‌ 370، تهران.

- کلمن‌، جیمز (1378) بنیادهای‌ نظریه‌ اجتماعی‌، ترجمه‌ منوچهر صبوری‌، نشر نی‌، تهران‌.

- له فور‌، رنه. شبکه های خبری اینترنتی هماورد غول های رسانه ای، پیام‌ یونسکو، مجله‌ یونسکو، مرکز انتشارات‌ کمیسیون‌ ملی‌ یونسکو در ایران‌، شماره‌ 370، تهران.

- هراد، براین ‌(1362) جامعه‌شناسی و مددکاری اجتماعی،‌ ترجمه‌دکتر محمد حسین فرجاد و رضا ظروفچیان مقدم‌، دفتر تحقیقات و انتشارات جامعه شناسی و مددکاری اجتماعی‌، تهران.‌

فهرست منابع لاتین

-Bollier. D, (1993( The Information Superhighway: Roadmap for Renewed Public Purpose, Tikkun 8:4.

-Gilder. G, (1993) Telecosm: The New Rule of Wireless, Forbes ASAP.

-Neshat. Saeid, (2002) Meet you in Cyberspace, Volunteer, Iranian Civil Society Organizations Resource Center (ICSORC). No.6. Tehran.