نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

مسئولیت‌پذیری اجتماعی و منبع کنترل

مسئولیت‌پذیری اجتماعی و منبع کنترل


«راه‌های تشویق کردن منبع کنترل درونی» یکی دیگر از بخش‌های این مقاله است. این راه‌کارها عبارتند از:

در تعریف مسئولیت‌پذیری می‌خوانیم: «مسئولیت‌پذیری اجتماعی چه فردی باشد و چه سازمانی، بدین معناست که فرد نسبت به شرایط محیطی خود با اخلاق و با حساسیت رفتار کند. مسئولیت‌پذیری فردی پیش‌نیاز مسئولیت‌پذیری اجتماعی است.»
در تعریف منبع کنترل هم آمده است: «منبع کنترل یعنی منبعی که من احساس می‌کنم سرنوشت و شرایط زندگی من را کنترل می‌کند. جولیان راتر نخستین بار نظریه یادگیری اجتماعی را به کار برد. «راتر» برای آزمون نظریه خود عمدتاً از پژوهش‌ها بر مقیاس کنترل درونی و بیرونی و چگونگی همبستگی آن با رفتار و سایر اندازه‌های شخصیتی متمرکز بوده است.  یکی از سازه‌های کلیدی در نظریه یادگیری اجتماعی کنترل درونی و بیرونی است. او معتقد است منبع کنترل انتظاری که از انجام کارها داریم و یا به عبارتی منبع کنترل هر فردی تعبیری از نتایج اعمالش است. افراد با کنترل درونی معتقدند تقویت‌کننده‌ها نتیجه مهارت‌های آن‌ها در انجام کارهاست. در مقابل افراد با جهت‌گیری بیرونی ارتباط اندک و گاه هیچ ارتباطی بین رفتار خود و تقویت‌کننده‌های مختلف نمی‌بینند. او منبع کنترل افراد را به دو دسته تقسیم نمود.
1: افرادی که جایگاه منبع کنترل آن‌ها درونی است؛ این افراد موفقیت یا شکست خود را ناشی از عوامل درونی (توانایی و کوشش) می‌داند. از ویژگی‌های این افراد این است که همیشه در حال یادگیری هستند، 95 درصد تغییر موضوعات دست خودشان می‌باشد و اگر مشکلی برایشان پیش بیاید به دنبال راه حال می‌روند.
2. افرادی که جایگاه منبع کنترل آن‌ها بیرونی است؛ از جمله مشخصات این افراد این است که تسلط کمتری روی موضوعات مرتبط به خود دارند و آن را به شانس و اقبال نسبت می‌دهند، دچار استرس می‌شوند و حتی ممکن است به دلیل استرس فراوان کاری انجام ندهند. از مهم‌ترین تفاوت‌های بارز درونی‌ها نسبت به بیرونی‌ها میزان تاثیرگذاری آن‌هاست. نیز اینکه درونی‌ها در مواجهه با مشکل به دنبال راه‌حل‌اند و بیرونی‌ها به دنبال مقصر.»
«راه‌های تشویق کردن منبع کنترل درونی» یکی دیگر از بخش‌های این مقاله است. این راه‌کارها عبارتند از:
-    ایجاد محیط حمایت کننده، یعنی محیطی ایجاد کنیم که در آن رفتار افراد مورد انتقاد قرار گیرد نه شخصیت آنان.
-    در تشویق افراد به جای تاکید بر نتایج کار، روی پیشرفت آنان تکیه کنیم.
-    افراد را در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت دهیم و به آن‌ها بگوییم که تصمیماتشان باعث ایجاد شرایط موجود شده است تا پی ببرند که این تصمیمات در روند زندگی‌شان دخیل است.
-    ایجاد محیطی که افراد در آن احساس استقلال کنند.
-    ایجاد محیطی که قوانین و مقررات آن برای همه افراد ثابت باشد.

 

منبع