نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

مرهمی بر زخم های روزگار واکاوی تاثير مددکاری اجتماعی در جامعه( بخش دوم)

مرهمی بر زخم های روزگار واکاوی تاثير مددکاری اجتماعی در جامعه( بخش دوم)


مرهمی بر زخم های روزگار واکاوی تاثير مددکاری اجتماعی در جامعه( بخش دوم)

در وجود ما اشتياقی به وديعه گذاشته شده که هرگاه برای ديگران قدم خيری بر می داريم، آرامش را در عمق روح و روان خود احساس کرده و يک پله به کمال نزديکتر می شويم.ريشه مددکاری اجتماعی ناشی از تأثير متقابل و نيز بسيار عميق وضعيت زندگی افراد يک جامعه با يکديگر است. در ايران از گذشته های دور مردم با تأسی از پيشوايان دينی رسيدگی به وضع نيازمندان، ايتام و در راه ماندگان را سرلوحه کار خود قرار داده و نسبت به پرداخت وجه خمس و زکات حساس بوده اند. ثبت صدها مورد وقف از گذشته تا امروز گواه ديگری بر اين ادعاست. اولين و کامل ترين الگوی مردم کشورمان در مسير مددکاری اجتماعی حضرت علی (ع) هستند. بزرگمردی که وصف نوازش های پدرانه اش ورد زبان همه بزرگمردان تاريخ از ازل تا ابد خواهد بود.

در سال 1326 هـ. ش در روستای عزآباد 36 کيلومتری يزد، از شکاف ديواری، وقفنامه ای به زبان عربی مربوط به قرن هفتم هجری کشف شدکه پانزده سال بعد، در سال 1341، در 209 صفحه در تهران به نام «جامع الخيرات» انتشار يافت. واقف اين وقفنامه سيد رکن الدين محمد از بزرگان يزد بوده است. سيد رکن الدين شرح وظايف، چگونگی رسيدگی و کمک های اساسی و جزء به جزء امور بيماران و ساير مستمندان را در جامع الخيرات ياد کرده است. برای نمونه در يک مورد شرح می دهد که اگر کوزه آب «کودکان سقا» که در رهگذرها آب می فروخته اند و يا برای مردم به در منازلشان آب می برده اند، بشکند، از وجه خاصی بايد برای آنها کوزه تهيه کنند، تا کودکان بينوا، بر اثر تهيدستی، دست از کوشش برندارند، و به گدايی و ولگردی روی نياورند.

شايد اين برنامه مکتوب را بتوان اولين گام در جهت ساماندهی مددکاری اجتماعی به صورت علمی و منظم در بافت قديم جامعه ايرانی به حساب آورد.

به مددکاری اجتماعی نيازمنديم

مجيد کاشانی جامعه شناس با گرايش مددکاری اجتماعی و عضو هيئت مديره گروه مددکاری دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز با ورق زدن فصل های مختلف تاريخ برايمان توضيح می دهد: «در سال 1359 همزمان با انقلاب فرهنگی اين بحث مطرح بود که آيا رشته مددکاری برای جامعه ما ضرورت دارد يا خير؟ از سوی ديگر چون در دوران قبل از انقلاب از عنوان اين رشته برای نشان دادن چهره ای خيرخواهانه سوء استفاده کرده بودند، نظرها چندان مساعد نبود. در اين ميان عده ای با سعه صدر جلسات متعددی در تهران و قم برای بررسی ابعاد مختلف رشته مددکاری با حضور روحانيون و نيز دانشگاهيان تشکيل دادند. از محضر حضرت آيت الله جوادی آملی و حضرت آيت الله... مجتبی تهرانی کسب اطلاع شد که نهايتاً به ادامه اين رشته در ايران رأی دادند.»

اما کاشانی با ابراز نارضايتی از کم کاری در تحول محتوای رشته مددکاری می گويد:« هنوز از لحاظ سرفصل های مطرح در دانشگاه نتوانسته ايم به يک محتوای کاملاً بومی در رشته مددکاری دست پيدا کنيم. ضرورت وجود رشته مددکاری در بدنه جامعه و سازمان های مختلف بر هيچ کس پوشيده نيست، اما بايد مددکارانی آگاه که از نيازهای جامعه اش با خبر هستند، تربيت کنيم تا درد اجتماع خود را بشناسند و در جهت رفع آن بکوشند.»

برنامه ريزی بلند مدت برای کمک به جامعه

مرد با شانه هايی فرو افتاده روبروی مددکار بهزيستی می ايستد و می گويد: «اين پرونده پزشکی از کار افتادگی ام است. هر دو دخترم می توانند مستمری بگيرند، اگر می شود ما را در اولويت بگذاريد.»

مددکار با لحنی مهربان و دلجويانه پاسخ می دهد: «چشم پدرجان، ولی يک مقدار طول می کشد. بايد تحقيق کنيم.»

مرد اين بار با لحنی شکسته و رنج کشيده می گويد: «آبرويم را گذاشته ام که به نزدتان آمده ام!»

مددکار صرفاً به صورت مادی کمک حال مددجو نيست. متأسفانه خيلی ها تصورشان از تابلو مددکاری نوعی بنگاه خيريه است. جمله آخر اين پيرمرد را بخوانيد: «آبرويم را گذاشته ام که به نزدتان آمده ام!»

مجيد کاشانی می گويد: «مددکاری تلفيق علم و عمل با توجه به علوم عملی و روش های عينی در مواجهه با واقعيت های اجتماعی است. روش هايی که يک مددکار با توجه به تجربياتش برای حل مشکلات هر کدام از مددجويان به کار می گيرد، هنر او را نشان می دهد.

مددکار بايد يک دستورالعمل ويژه را طراحی کرده و با کمک مددجو به نتيجه برساند.»

وی ادامه می دهد: «مددکاری با سه رويکرد فردی، گروهی (خانواده) و جامعی (جامعه) صورت می گيرد. در ايران بيشتر از مددکاری فردی با تکيه بر تکنيک های مصاحبه رو در رو، مشاهده وضعيت زندگی از نزديک، پرکردن پرسش نامه و... بهره می بريم. در برخی جوامع نيز بيشتر طبقه متوسط به مددکار مراجعه می کنند. در اروپا هم طبقات ضعيف، در کشور ژاپن آسيب ديدگان و اقشار ضعيف و در کشورهای متمول چون سوئد گاه حتی قشر مرفه نيز نيازمند خدمات مددکاری اجتماعی هستند.» وی ادامه می دهد:« در ايران مردم به دليل عدم آگاهی اکثراً علی رغم مشکلاتی که دارند، کثرشأن می دادند زير تابلو مددکاری قرار گيرند، لذا معمولاً افراد به شدت آسيب ديده مراجعه کنندگان مددکاران اجتماعی هستند. از طرفی بايد صراحتاً گفت که در بحث مدکاری نه به تعداد کافی نيرو متخصص داريم و نه هزينه اش را که بتوانيم کل اقشار جامعه را پوشش دهيم. وی تاکيد می کند: «دانش مددکاری هنوز هم آنچنان که انتظار می رود بومی نشده است.»

کاشانی با اشاره به اين که مددکاری گروهی را تعطيل کرده ايم و صرفاً به بحث مددکاری فردی آسيب ديدگان پرداخته ايم، می گويد: «حال که شرايط اين گونه است، بياييم از طريق رسانه ها روحيه مددکاری خودجوش را در بين مردم رواج دهيم و به اصطلاح فرهنگ کدخدامنشی را به تصوير بکشيم. الگوی اصلی ما هم پيشوايان دينی و بزرگان باشند. البته خوشبختانه چنين روحيه ای در خون مردم ايران می جوشد. ضمناً در درازمدت به مددکاری جامعی روی خوش نشان داده و برنامه ريزی کلان در راستای مددکاری اجتماعی برای کل اقشار جامعه داشته باشيم.»

هماهنگی سازمان ها برای استفاده از مددکار

از قديم گفته اند پول که باشد، همه چيز هست، ولی بايد گفت کار که باشد، همه چيز مهياست. وارد يکی از غرفه های زنان خودکفای تحت پوشش کميته امداد می شوم. بوی تند ترشی بادمجان به مشام می رسد. از اين قبيل غرفه ها در سال های اخير در خيلی از نمايشگاه ها با هدف نمايش دستاوردهای افراد تحت پوشش کميته امداد، بهزيستی و شهرداری برپا شده اند. کميته امداد معمولاً هر ساله در جشن رمضان به نمايش اين قبيل دستاوردهای هنری و صنعتی همت می گمارد. شهرداری در پارک های مهم شهر تهران بازارچه دائمی راه اندازی کرده است و بهزيستی نيز هرازگاهی نمايشگاه راه اندازی می کند. در بحث مددکاری و توانمندسازی بايد اين واقعيت را پذيرفت که تمام سازمان ها کار فردی را کنار گذاشته و به يک رويکرد جمعی گرايش پيدا کنند تا موفقيت بهتری حاصل شود.

يک زن خودکفا که با کمک وام های کميته امداد امام خمينی(ره) کارش را آغاز کرده است، می گويد: «همسرم که فوت کرد، دائماً زير پرچم اعضای فاميل بوديم. تصميم گرفتم کاری را شروع کنم که با فضای کوچک خانه ام مناسب باشد. ابتدا در حد کمی برای مغازه های محل ترشی تهيه می کردم، کم کم چون کارم خوب بود، مشتری ها خودشان مستقيماً مراجعه کردند و سفارش دادند.»

در حالی که برايم مقداری ترشی مخلوط آماده می کند، روی ورقه ای شماره اش را نوشته و به دستم می دهد. انصافاً هم که اين غرفه از همه غرفه ها شلوغ تر و پررونق تر است.

مددجويان در انتظار را تحت پوشش قرار می دهيم

فريد براتی سوده سرپرست دفتر امور زنان و خانواده سازمان بهزيستی کشور با اشاره به اين که وظيفه اصلی آنها توانمندسازی زنان سرپرست خانوار است، می گويد: «در سازمان بهزيستی کل کشور 3 تا 4 هزار مددکار مشغول به کار هستند. سازمان بهزيستی درتهران بيش از 10 هزار نفر را تحت پوشش خود دارد که قصد داريم تاپايان امسال به رقم 15 يا 16 هزار نفر برسيم.

امسال تلاش می کنيم همه پشت نوبتی هارا تحت پوشش قرار دهيم.»

وی ادامه می دهد: «در حال حاضر 23 کلينيک مددکاری در نقاط مختلف شهر تهران فعالند. 400 مرکز مشاوره نيز زيرنظر سازمان بهزيستی فعاليت می کنند که علاوه بر آن شهروندان می توانند از طريق تلفن از مشاوره تلفنی بهره مند شوند.

افرادی که می خواهند تحت پوشش بهزيستی قرار گيرند بايد به ستاد هماهنگی و پذيرش استان تهران واقع در پيچ شميران مراجعه کنند.»

براتی سوده به تشريح چگونگی اعطای سهام عدالت به افراد تحت پوشش سازمان بهزيستی به ويژه زنان سرپرست خانوار می پردازد و می گويد: «يک سری از مشمولان تحت پوشش بهزيستی بوده اند، که در نوبت قرار گرفته اند. اما يک سری از خانم های جامعه که بعضاً دارای شغل هم هستند، ولی از اين جهت که بالای 35 سال سن دارند و ازدواج هم نکرده اند، خود سرپرست محسوب می شوند. اين قشر حتی اگر پدرشان هم در قيد حيات باشد، در صورتی که سه ماه حق بيمه داده باشند (فرقی نمی کند که پيوسته يا منقطع) می توانند به بهزيستی مراجعه کرده و در ليست برای دريافت سهام عدالت ثبت نام کنند.

شرط اصلی ثبت نام در ليست بهزيستی و مراجعه به مددکار بهزيستی است.»

اين حرکت ها نمادين نيست

از اتفاقات تازه در عرصه مددکاری اجتماعی معرفی مددکاران نمونه کشور به همت سازمان بهزيستی در تيرماه 87 است.

از طرف ديگر خبر تأسيس اورژانس اجتماعی(123) نيز در رديف خبرهای مهم اين ماه قرار دارد. از سيد حسين موسوی چلک مديرکل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعی درباره تلاش برای شناسايی و رفع مشکلات مددجويان می پرسم، پاسخ می دهد: «دير شروع کرده ايم، ولی می خواهيم فضای خالی بين خانه و پليس را پر کنيم. رويکرد ما انسانی است. می خواهيم به فرض مثال آبروی دختری که از محيط خانه برای مدت کوتاهی خارج شده و حال بازگشته است، حفظ شود. به نظرشما اين دختر را با ماشين نيروی انتظامی و دستبند به آغوش خانواده اش برگردانند، بهتر است و يا اين که از طريق مشاوره های مددکاری زمينه برای بازگشتش فراهم شود؟»

موسوی چلک ادامه می دهد: «سعی داريم به قوانينی برسيم که به مداخله مددکار ابعاد جديدتری ببخشد. اين گونه به جای پليسی کردن يک ماجرا، از پتانسيل مددکاران اجتماعی در حل مشکلات شهر استفاده می شود.»

 

   کيهان