نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

روابط انساني در مديريت از منظر اسلامي

روابط انساني در مديريت از منظر اسلامي


روابط انساني در مديريت از منظر اسلامي

  نوشتار حاضر با تمرکز بر روابط انساني در مديريت کوشيده است ابعاد مختلف اين موضوع را به اختصار شرح و بيان نمايد.

بدون ترديد چگونگي روابط انساني در مديريت، تابع نوع نگرش به انسان است. در مکتب اسلام که بيش از تمام مکاتب بر ارزش انسان و رشد و تعالي مادي و معنوي او، تاکيد گرديده در قلمرو مديريت نيز توجه کافي به انسان و ابعاد بالاترين اهداف به شمار مي آيد; لذا بديهي است روابط انساني در مديريت نيز مورد توجه بوده است. پيامبر اسلام (ص) در حديثي مدير را نيازمند سه ويژگي مي داند:

1- تقوا، که او را به خدا متصل نمايد و از موج هاي شيطاني بر خاسته از هواهاي نفساني دور نمايد;

2- سعه صدر که زمينه ظرفيت روحي و رواني او را ارتقا بخشد;

3- مهارتهاي ارتباطي که بتواند همکارانش را همچون پدري مهربان در زير چتر محبت خويش قرار بدهد.

مديريت (Management)  در تعريف جامع خود عبارت است از: «دانش و هنر به کارگيري منابع سازماني (انساني، مالي، فيزيکي و اطلاعاتي) براي دستيابي به اهداف معين به شيوه مطلوب و اثربخش.»

احراز نقش مديريت و شرط کسب توفيق در آن، مستلزم احراز دانش ها و مهارتهايي است که يکي از مهم ترين آنها روابط انساني در مديريت يعني هنر ارتباطات انساني مي باشد، آنچه در اين نوشتار مي آيد گذري است بر مقوله روابط انساني در مديريت از منظر اسلامي .

اهميت و ضرورت مديريت

مديريت ضرورتي اجتناب ناپذير براي هر سازمان و اجتماع است. چه اينکه در فرض - فقدان مديريت، رشته امور از هم مي گسلد و شيرازه کارها به هم مي ريزد. در منابع ديني، در اهميت مديريت حضرت علي (ع) در حديثي ضرورت وجود مديريت را چنين بيان فرموده است: «لابد للناس من امير« بر او فاجر«» چاره اي نيست براي مردم که امير (مدير) داشته باشد، خواه نيکوکار باشد خواه تباهکار. همچنين پيامبر اکرم فرموده است : «اذا کان ثلاثه في سفر فليومروا احدهم». هنگامي که سه نفر در سفر بودند، بايستي از يک نفرشان فرمان ببرند. در جايي که سه نفر نيازمند به مدير است، حساب مجموعه هاي بزرگ تر کاملا روشن است. اساسا يکي از مهم ترين عوامل و زمينه هاي رشد و هدفمند با کاربست بهينه منابع و امکانات در کوتاه ترين زمان، بيشترين و بهترين دستاوردها را به ارمغان مي آورند. بي ترديد وجود چنين مديراني، سرمايه عظيم يک ملت و مملکت به شمار مي رود و رمز اساسي پيشرفت محسوب مي شود.

اهميت روابط انساني

 در مديريت

در حالي که تنها از ابتداي قرن بيستم به تدريج تئوريهاي روابط انساني در مديريت شکل مدون و آکادميک پيدا مي کرد، از روزهاي آغازين ظهور اسلام تشکيل مديريت نبوي در قلمرو اداره جامعه اسلامي ، موضوع روابط انساني در مديريت مورد اهتمام وافر آموزه هاي اسلامي بود. خوشبختانه از رهگذر آن اهتمام در آموزه هاي ديني، پژوهشگران عرصه مديريت اسلامي در اين باره از پيشينه بسيار پرباري برخوردارند. روابط انساني از نظر مفهوم شناسي به معناي ايجاد مناسبات انساني سالم، به منظور ارتقاي رضايت خاطر و نيرومند کردن روحيه افراد و ايجاد اشتراک مساعي بيشتر انسانها مي باشد; روابط انساني در مديريت شريان حيات مديريت و قلب تپنده سازمان است، دانش روابط انساني با ايجاد محيط سالم، نشاط انگيز، و آرامش بخش، موجب بيشترين بازدهي باکمترين هزينه مي گردد.

در عصر عجايب فن آوري، ما مي توانيم به ماه پيام بفرستيم و فضا پيماهاي پژوهشي را بر سطح مريخ بنشانيم، ولي برقراري رابطه انساني با افرادي که در کنار هم هستيم را دشوار مي يابيم.  نظر به اهميت موضوع روابط انساني در مديريت اين نوشتار درنظر دارد به اختصار عوامل و مولفه هاي تسهيل کننده ايجاد روابط انساني در مديريت را آفتابي گرداند.

ماهيت روابط انساني

 از منظر اسلامي

تحقيقات بيانگر وجود رابطه مثبت بين متغير روابط انساني در مديريت و ارتقاي بهره وري، سلامت عمومي کارکنان و رضايتمندي شغلي است. به صورتي که مي توان گفت انسان ها مانند صندوق رمزدار هستند، گشودن درب توانايي و خلا قيت آنان، مهارت، دانش و هنر مي طلبد.آنچه مسلم است اين صندوق هرگز با تهديد يا زور گشوده نمي شود، بلکه نيازمند دانش انسان شناسي، مهارت روابط انساني، و هنر مهرورزي و محبت است.

خلل پذير بود هر بنا که مي بيني

مگر بناي محبت که خالي از خلل است

بر اساس يافته هاي روان شناختي نظام کنش وري انسان تحت تاثير مستقيم الگوهاي انگيزشي اوست، و انگيزه آدمي برخاسته از نوع دلبستگي محبت آميزي است که بدان موضوع پيدا مي کند. از سوي ديگر مقوله محبت در بستر فرهنگ توحيدي و جهت گيري مذهبي، معناي خاص يافته، جلوه ويژه پيدا مي کند. از اين رو ماهيت روابط انساني در چارچوب فرهنگ ديني، رابطه اي زايشي با ارزشهاي برخاسته از پذيرش قادري مطلق براي هستي که محبوب حقيقي به شمار مي رود، نسبت عميق پيدا مي کند لذا در قرآن کريم فرموده است : «و الذين آمنو اشد حبا لله » و «رحما بينهم» و سرانجام ؟«يحبهم و يحبونه» يعني خط مشي کلي در روابط انساني عشق و محبت است. ولي محبتي که در طول شعاع عشق الهي شکل مي گيرد. بنابراين براساس جهت گيري توحيدي آن روابط سحرانگيز داشته باشد.

آثار روابط انساني

در مديريت

در پرتو روابط انساني سالم و سازنده، آثار مثبت فراواني نصيب افراد و سازمان مي گردد. که برخي از آنها عبارت است از:

1- محيط کاري و سازماني آرام بخش و نشاط انگيز;

2- ارتقاي احساس امنيت روحي و رواني;

3- نيرومند سازي روحي کارکنان;

4- افزايش رضايتمندي از کار و زندگي;

5- شکل گيري فضاي همکاري و همياري;

6- تشکيل صميميت و اخوت اسلامي;

7- ايجاد زمينه رشد و بالندگي مادي و معنوي;

8- ارتقاي سطح سلامت عمومي و بهداشت رواني;

9- پيشگيري از هدر رفت انرژيهاي مادي و معنوي;

10- جلوگيري از کم کاري و بي کاري پنهان،

11- ارتقاي بهره وري و سطح توليد،

بطور کلي بذل توجه به روابط انساني در مديريت، حداقل متضمن دو فايده بزرگ است:

اول: مدير از اين طريق مي تواند از نيازها، کمبودها و گرفتاريهاي افراد مجموعه مديريتي خويش، آگاه و مطلع گردد و بدين وسيله با آنها همدلي و دلجويي کرده، در حد توان در رفع مشکل ايشان اقدام نمايد، تا انگيزه افراد را براي تلاش و همکاري تقويت کند.

دوم: از طريق آشنايي با مشکلات کارکنان، مدير مي تواند از مشکلات سازمان نيز آگاه گردد، و با تدابير و اقدامات مقتضي از بروز مشکلات پيچيده جلوگيري تصميم گيري نا مقبول گرديده باعث انحراف از اهداف و ماموريت شود. برخي از پيامدهاي منفي بي اعتنايي به روابط انساني در مديريت به شرح ذيل است:

1- تقاضاي مرخصي هاي نابهنگام;

2- ابراز کسالت، بي حالي و خستگي;

3- افزايش ضريب اشتباهات و حوادث کاري;

4- بروز تعارض منافع بين افراد;

5- ايجاد کدورت و دشمني بين کارکنان;

6- افزايش نقل و انتقالات بي مورد;

7- بي نظمي و سرپيچي از مقررات;

8- افزايش غيبت هاي غير مجاز و اقدام به توجيه آن;

9- آمادگي براي بروز اختلالات رواني;

10- احساس کهتري و درماندگي.

نظر به آثار و پيامدهاي موضوع روابط انساني در مديريت، ضرورت دارد با رعايت نکاتي در جهت غني سازي روابط انساني فضاي کاري مناسب و مطلوب براي ايجاد همکاري، و مهرورزي بين افراد فراهم گردد: برخي از نکات کاربردي در اين باره عبارت است از:

1- گزينش مسوول نيروي انساني سالم و دانا;

2- توجه علمي به تناسب نظام پاداش و تکليف;

3- توجه علمي و عادلانه به نظام تشويق و تنبيه;

4- ايجاد فضاي رقابت مثبت و سازنده;

5- توجه به نظام آموزش، بويژه آموزش مهارتهاي روابط انساني به مديران;

6- نهادينه سازي نظام نظارتي و انضباطي;

7- توجه عملي به ايده ها و انديشه هاي سازنده افراد;

حضرت علي (ع) در اين زمينه فرموده است : «آن گونه از آنان تفقد نما که پدر و مادر از فرزندانشان تفقد و دلجويي مي نمايند»

به عنوان مثال در صورت بروز واقعه اي نظير جشن يا عزا، براي هريک از کارکنان، تفقد مدير و حضور وي در مراسم، نمونه اي از بذل توجه و تفقد پدرانه به شمار مي رود.

پيش نيازها و لوازم تحکيم روابط انساني در مديريت از منظر اسلامي

آنچه بيش از هر چيز در الگوي روابط انساني موثر است. نوع نگرش به جهان هستي و انسان است. در نگرش توحيدي، حريم خداوند محترم، عدالت مقدس و انسان موجودي ارزشمند و اشرف مخلوقات آفرينش محسوب مي شود. در اين چارچوب هنجارها و ارزشها داراي اعتبار و ضمانت درون ذات دارد و حضور خداوند در تمام عرصه هاي فردي و اجتماعي پذيرفته شده است.

برخي از پيش نيازها و لوازم تحکيم روابط انساني در مديريت از منظر اسلامي عبارت است از:

1- عدالت، عدالت با ارزش ترين معيار زندگي تعالي بخش است، عدالت مبناي تمام حرکت هاي صحيح است، با وجود عدالت، همه چيز در جاي واقعي خود قرار مي گيرد، هر کس به حق خود دست مي يابد، با عدالت همه امور سامان بهنجار مي گيرد، وقتي عدالت رعايت گردد کسي ناچار نمي شود حق خود را از طول تاريخ رنج بشر پيش از کمبود امکانات مختلف، از بي عدالتي و تبعيض بوده است. بي ترديد بي عدالتي و تبعيض - يکي از بيماريهاي رواني رايج مديريت به شمار مي رود که بر روابط انساني سالم در مديريت خلل وارد مي کند.

2- اعتماد; وجود اعتماد پايه و مايه اصلي روابط انساني به شمار مي رود، اعتماد تامين کننده روابط انساني سالم و تضمين کننده پايداري آن است.

3- نرمي و مدارا; هيچ عاملي نظير «رفق و مدارا... در تحکيم روابط انساني اثر بخش - نيست، قرآن مجيد يکي از دلايل توفيقات شگفت انگيز در مديريت نبوي (ص ) را، عامل رفق و مدارا و ملايمت آن حضرت بيان فرموده است:

فبما رحمه« من الله لنت لهم ولو کنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم في الامر. (آل عمران : 159)

پس به موجب لطف و رحمت الهي با آنان نرم خو و نرم دل شدي، و اگر تند خو و سخت دل بودي قطعا از پيرامون تو پراکنده مي شدند، پس از آنان در گذر و بر ايشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت نما.

تحول عظيمي که توانست مديريت نبوي (ص) در جامعه بدوي آن روزگار بوجود آورد و از مردم جاهل، بي فرهنگ و بت پرست و خرافي، انسان هاي پاک، وارسته، متعالي و محبوب تربيت نمايد، اين نبود مگر در پرتو مديريت و صميميت و اخوت اسلامي ، در پرتو ارزشهاي ديني.

حضرت علي (ع ) نيز در اين باره فرموده است : «الرفق يودي الي السلم » رفق و مدارا به آشتي و سازگاري مي انجامد. همچنين فرموده است : کسي که در امور، رفق و مدارا در پيش گيرد، به آنچه از مردم مي خواهد دست مي يابد.

4- محبت; خداوند متعال، انسان را به گونه اي آفريده است که جان و دل او شيفته و تشنه محبت است; شخصيت آدمي چنان است که اگر از کسي محبت بيند، جذب او مي گردد و کمر به خدمت وي مي گمارد، که فرمود: «الانسان عبيد الاحسان»; آدمي عبد احسان است. بي گمان يکي ديگر از اسرار توفيق مديريت نبوي (ص) در ميان آن جامعه بدوي، همانا رافت و محبت بود، خداوند در معرفي اين بعد از سيماي نبوي فرموده است: «ما تو را جز به عنوان رحمتي براي جهانيان نفرستاديم» و در آيه اي ديگر فرموده است: «همانا رسولي از خودتان به سوي شما آمد که رنج هاي شما بر او سخت است و بر هدايت شما بسيار حريص و نسبت به مو منان، به آساني و مهربان است» در سايه رافت و محبت است که انسان مي تواند نه تنها از اشتباهات ديگران به آساني درگذرد، بلکه بديهاي ايشان را به خوبي پاسخ بدهد. خداوند متعال در اين باره در سوره فصلت آيه 34 ديد) همان کس که ميان تو و او دشمني است، گويي دوستي گرم و صميمي بر قرار است.»

5- سعه صدر; يکي ديگر از لوازم و پيش نيازهاي ايجاد روابط انساني اثر بخش داشتن سعه صدر و ظرفيت روحي است. هر مديري براي کسب موفقيت نيازمند همکاري مشتاقانه همکاران خويش است.

تحقق همکاري و همياري مستلزم وجود سعه صدر در روابط انساني است. حضرت علي (ع) مهم ترين وسيله لازم براي مديريت را داشتن سعه صدر و سينه اي گشاده مي داند و مي فرمايد:آله الرياسه سعه الصدر.

6- خيرخواهي; در صورتي انسان خير خواه ديگران خواهد بود که در روابط بين فردي خود معيار قرار دهد يعني آنچنان با ديگران رفتار کند که دوست دارد با او چنين رفتار شود، مدير خير خواه همراه دغدغه مصلحت خود و سازمان نسبت به وضعيت کارکنان نيز حساس و متعهد است. خير خواه ديگران بودن باعث پخش بذر محبت در دل ايشان مي گردد، در محبت همان اکسير اعجاب آميز دستگاه وجود انسان هاست. حضرت علي (ع) فرموده است: «النصيحه تثمر دريافت مقداري سوخت، بدون احساس و عاطفه و ادراک و شعور، کار انجام مي دهد، از آنان توقع کارداشت خير خواهي و همدلي مدير باعث ارتقاي انگيزه کار و تلاش در کارکنان مي گردد، خير خواهي مدير بدين معنا نيست که مدير صبر کند تا مشکلات بزرگي براي افراد پيش آيد و آن گاه در جهت رفع آن به ياري او بشتابد، بلکه گاهي يک دلجويي و احوال پرسي ساده مي تواند تاثير شگرفي در روحيه طرف برجاي بگذرد و تا مدتها او را دلگرم سازد.