نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

آشفتگی یا اختلال در یادگیری چیست؟

آشفتگی یا اختلال در یادگیری چیست؟

مرکز جامع توانبخشی ایران

 

انجمن ملي وابسته به اختلالات يادگيري تعريف زير را براي تعريف اختلال در يادگيري پيشنهاد كرده است: اختلال يادگيري يك اصطلاح كلي است كه شامل گروه ناهمگون از دشواري هاي يادگيري است كه به صورتهاي مختلف مانند مشكلات اساسي در گوش دادن, صحبت كردن, خواندن, نوشتن, استدلال كردن يا توانايي درك كردن رياضيات متجلي مي شود.

فرض بر اين است كه مغز يا نظام ادراكي يا هر دو اگرچه در كودکان داراي نارسايي هاي ويژه در يادگيري آسيب نديده است اما اين دو در كودكان ياد شده در مقايسه با كودكان عادي متفاوت عمل مي كند زيرا نارسايي هاي ويژه در يادگيري را حاصل تفاوتهايي مي دانند كه در عملكرد مغز با عملكرد ادراكي اينگونه كودكان وجود دارد.

بايد به اين نكته توجه نمود كه اختلالات ويژه در يادگيري ممكن است در دانش آموزان ساير طبقات استثنايي نيز وجود داشته باشد (براي مثال دانش آموزان آسيبهاي حسي نظير ناشنوايي, نا بينايي, كم بينايي, كم شنوايي- عقب ماندگي ذهني- آشفتگي هاي اجتماعي و هيجاني- تدريس ناكافي يا نا مناسب- محروميتهاي محيطي و فرهنگي) ولي اختلالات ويژه در يادگيري يا همان اختلال در يادگيري در نتيجه شرايط ذكر شده در بالا داخل پرانتز يا تأثير آنها نمي باشد.

گروههاي مختلف كودكان با مشكلات يادگيري:

به طور كلي در بررسي مشكلات يادگيري با 4 گروه كودك روبرو هستيم:

1- كودكان عقب مانده ذهني:

الف) تربيت ناپذير

ب) تربيت پذير

ج) كودن آموزش پذير

د) مرزي آموزش پذير

2- كودكان داراي مشكلات جسمي: نظير معلوليتي خاص در دست يا پا- كم بينايي- نابينا- كم شنوايي

3- كودكان مبتلا به ضايعه مغزي: نظير فلج مغزي- ضربه مغزي- تشنج

4- كودكان داراي اختلال در يادگيري:

الف) خاص تنها در يك درس

ب) عام در تمام دروس

آن دسته از كودكان كه در دسته بندي چهارم قرار مي گيرند مشكل كودك در يادگيري به هيچ يك از موارد بالا (عقب ماندگي ذهني, مشكلات جسمي, ضايعه مغزي) همانطور كه از قبل بيان گرديد مربوط نمي شود بلكه اختلال كودك در قواي يادگيري مي باشد.

ويژگي كودكان با اختلال در يادگيري: (بدون عقب ماندگي ذهني- مشكلات جسمي- ضايعه مغزي)

1- اين كودكان داراي بهره هوشي تقريبا متوسط يا بالاتر هستند.

2- اين كودكان از نظر حواس مختلف (بينايي, شنوايي و...) سالم هستند.

3- اين كودكان از امكانات محيطي و آموزشي نسبتا مناسبي برخوردارند.

4- پيشرفت آموزشي اين كودكان به طور قابل ملاحظه اي كمتر از بهره هوشي سن و امكانات آموزشي است كه از آن برخوردارند.

علل شكست كودكان در امر يادگيري:

الف) فقدان انگيزه كافي

ب) فقدان توجه و دقت لازم به مطالب

ث) دقت بيش از اندازه به جزئيات

پ) فقدان هماهنگي لازم در حركات

گروه بندي كودكان با اختلالات يادگيري:

1- كودكان با دشواري حركتي يا اختلال در انجام حركات درشت و ظريف

جهت تكامل الگوهاي حركتي از سر به طرف پا و از مركز بدن به طرفين است و فرد ابتدا توانايي كنترل عضلات و سپس عضلات كوچك بدن را به دست مي آورد. تواناييهاي حركتي درشت كه مربوط به عضلات بزرگ است مثل گردن گرفتن چهار دست و پا, رفتن, پريدن لي لي كردن, پرتاب كردن و دويدن اختلال در تعادل مي باشد. توانايي حركتي ظريف مربوط به عضلات ظريف مثل سوزن نخ كردن, قيچي كردن, شانه زدن, رنگ كردن, تا كردن, مهره بند كردن, بستن بند كفش و نقاشي كردن مي باشد كه كودك مي تواند در حركات درشت يا ظريف يا هر دو دچار ناتواني باشد.

فعاليتهاي براي بهبود حركات درشت: طناب بازي و پريدن از روي طناب- پرتاب و گرفتن توپ- واليبال- پينگ پونگ- انداختن حلقههاي پلاستيكي دور چوب عمودي.

فعاليتهاي براي بهبود حركات ظريف: باز و بستن دكمه و زيپ- خمير بازي- باز و بسته كردن پيچ و مهره و قفل و كليد- تيله بازي.

2- كودكان با دشواري در تشخيص و درك بينايي: اين كودكان گرچه از ديد كافي برخوردارند اما مشكلات در تشخيص و درك بينايي دارند. مشكلات عمده اين كودكان عبارتند از:

الف) مشكل در تشخيص يا شناخت شكلها و طرحهاي هندسي گوناگون به ويژه زوايا.

ب) مشكل در تمايز ديداري: جور كردن اشيا و دسته بندي آنها بر اساس شكل و اندازه و رنگ و طرح بافت. مثال: مكعبهاي رنگي را براساس رنگ تقسيم بندي كنيد. توپهايي با سه سايز مختلف در تعداد زياد در اختيار كودك گذاشته و از او بخواهيد كه توپهايي كه از همه بزرگترند را يك گوشه و توپهاي متوسط را گوشه ديگر و توپهاي كوچكتر را كنار ديگر بگذارد.

ت) تشخيص حروف و كلمات از هم: اينكه در ظاهر چ- خ- ح- ج تفاوت وجود دارد.

ث) اختلال در ادراك كل و جزء: اختلال در تشخيص و درك تصوير اصلي از زمينه آن يا تشخيص جزء از كل. مثلا ممكن است تصوير خواسته شده در ميان چندين تصوير را پيدا نكنند. (اشيا مختلفي را روي ميز گذاشته و از كودك بخواهد شيء مورد نظر را از بين آنها پيدا كند.)

3-  كودكان با دشواري در تشخيص و درك شنوايي: اين كودكان با اينكه از قدرت شنوايي كافي برخوردارند اما در تشخيص تشابهات و تفاوتهاي كلمات مختلف مشكل دارند.

الف) در تشخيص دو كلمه هم صدا دچار مشكل مي شوند. است- اسب    بيد- ديد

ب) حافظه شنيداري: چند كلمه مثلا اسم 3 حيوان را بگوئيد و از كودك بخواهيد آنرا تكرار كند- به تدريج تعداد اسامي را افزايش دهيد, كودك بشنود و سپس آنرا تكرار كند.

ج) توالي شنيداري: به خاطر آوردن يك فهرستي از كلمات- جملات- دستورات- اعداد. مثال: ماههاي يك فصل را بشنود و بگويد- شمارش اعداد- حروف الفبا.

4- كودكان با دشواري در تكلم يا گفتار: (در اين زمينه متخصصان كاردرمان و گفتاردرمان مي توانند اعمال نظر كنند.)

اختلال در درك كلمات: كودك صداها را مي شنود ولي معني و مفهوم سخنان شنيده را نمي فهمد.

اختلال در بيان كلمات: كودك آنچه را كه ديگران مي گويند, مي شنوند و معناي آن را درك مي كند ولي از بيان عقايد و افكار خويش ناتوان است.

5- كودك با دشواري اساسي در نوشتن: نوشتن يك عمل پيچيده است كه شامل رشد ذهني- مهارتهاي حركتي و بينايي است. كودكان با نارسايي در نوشتن عليرغم هوش طبيعي- بسيار بد مي نويسند. علت اين بد نويسي- عدم هاهنگي حركتي- بينايي در آنان است.

6- كودك با دشواري اساسي در رياضيات: اين گروه از كودكان معمولا در زمينه درك روابط فضايي دچار مشكل شديد هستند. همچنين بايد به مشكلات درك بينايي و تفكر آنها توجه شود.

تأثير عوامل مختلف در تشديد اختلالات يادگيري:

1- تجربه ناكامي در دوران اوليه زندگي كودك

الف) جدايي طولاني كودك از والدين به ويژه مادر به هر علت خاصي كه مي توانسته است به وجود بيايد. ب) بيماري ضعف و ناتواني شديد و طولاني آن در دوران نوزادي يا سالهاي اوليه زندگي كودك

ج) كودكي كه مورد بي توجهي قرار مي گيرد بدين گونه كه از تأثير و همراهي متقابل والدين بزرگسالان يا ساير كودكان كه در لحظات يا فرصتهاي مؤثر در زندگي شديدا محروم مي شود و مواردي نظير آنچه ذكر شد.

2- مشكلات رفتاري

وجود هريك از اشكالات زير در دوره شيرخوارگي يا سالهاي اوليه زندگي كودك:

الف) گريه زياد و بيش از معمول

ب) الگوي نامناسب خوابيدن

ج) ضعف الگوهاي مناسب تغذيه

د) ناآرامي بيش از حد

ه) بي حالي بي علامتي

3- اختلالات فرهنگي- زباني

الف) آيا خانواده كودك به زبان رايج در جامعه و مدرسه صحبت مي كنند؟

ب) آيا كودك مي تواند به زبان رايج در جامعه خويش صحبت كند؟

4- سوء تغذيه

الف) آيا كودك در طي دوران نوزادي يا سالهاي اوليه زندگي خويش به هر دليل خاصي نظير وضعيت اقتصادي بيماري طولاني و غيره از سوء تغذيه رنج برده است؟

ب) ضعف آموزشي يا فقدان موقعيتهاي مناسب آموزشي

ج) آيا آموزش كودك به طور مكرر به واسطه وجود هر دليلي مختل شده است؟

د) آيا سوابق مدرسه كودك نشان مي دهد كه بدون مداخله آموزشي سابقه شكست (رد شدن) وجود داشته است؟

ه) آيا كودك توسط معلمين سابق خود مورد سوء رفتار و تنبيه بدني قرار گرفته است؟

و) آيا كودك در معرض آموزش به وسيله يك آموزگار ناشايسته بوده است؟

پاسخهاي مثبت به اين سؤالات مي تواند تمايل به ميزان ابتلاء يك كودك را به اختلال يادگيري تعيين كند.

گردآوري: فريبا نوشي فر- كارشناس كاردرماني noshifar@iranrehab.ir